تبليغاتX
هیئت سینه زنان شش ماهه کربلا- اردبیل

شهادت حضرت رقیه زهراى سه ساله بر شعیان جهان تسلیت باد

 

شهادت غم انگيز حضرت فاطمه صغري و يا رقيه عليها سلام، دختر امام حسين(ع) چنين است:

عصر روز سه شنبه در خرابه در كنار حضرت زينب(س) نشسته بود. جمعي از كودكان شامي را ديد كه در رفت و آمد هستند.

پرسيد: عمه جان! اينان كجا مي روند؟ حضرت زينب(س)فرمود: عزيزم اين ها به خانه هايشان مي روند. پرسيد: عمه! مگر ما خانه نداريم؟ فرمودند: چرا عزيزم، خانه ما در مدينه است. تا نام مدينه را شنيد، خاطرات زيباي همراهي با پدر در ذهن او آمد.

بلافاصله پرسيد: عمه! پدرم كجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل ديگر سخن نگفت، به گوشه خرابه رفته زانوي غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسي از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤيا پدر را ديد. سراسيمه از خواب بيدار شد، مجدداً سراغ پدر را از عمه گرفت و بهانه جويي نمود، به گونه اي كه با صداي ناله و گريه او تمام اهل خرابه به شيون و ناله پرداختند.

خبر را به يزيد رساندند، دستور داد سر بريده پدرش را برايش ببرند. رأس مطهر سيد الشهدا را در ميان طَبَق جاي داده، وارد خرابه كردند و مقابل اين دختر قرار دادند. سرپوش طبق را كنار زد، سر مطهر سيد الشهدا را ديد، سر را برداشت و د رآغوش كشيد.

بر پيشاني و لبهاي پدر بوسه زد و آه و ناله اش بلند تر شد، گفت: پدر جان چه كسي صورت شما را به خونت رنگين كرد؟ پدر جان چه كسي رگهاي گردنت را بريده؟ پدر جان «مَن ذَالَّذي أَيتَمَني علي صِغَرِ سِنِّيِ» چه كسي مرا در كودكي يتيم كرد؟ پدر جان يتيم به چه كسي پناه ببرد تا بزرگ بشود؟ پدر جان كاش خاك را بالش زير سرم قرار مي دادم، ولي محاسنت را خضاب شده به خونت نمي ديدم.

دختر خردسال حسين(ع) آن قدر شيرين زباني كرد و با سر پدر ناله نمود تا خاموش شد. همه خيال كردند به خواب رفته. وقتي به سراغ او آمدند، از دنيا رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفون نمودند.


 

نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 9:26 موضوع | لینک ثابت


تصاویر میلاد رسول اکرم و امام حسن المجتبی

برای مشاهده ی تصاویر لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید:


 

نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 ساعت 11:39 موضوع بین و الحرمین | لینک ثابت


داستان رسول ترک

داستان رسول ترکه(نجات یافته امام حسین(ع))

در روز 5 اسفند سال 1284 شمسي، در محله قديمي خيابان در شهر تبريز، فرزند مشهدي جعفر و آسيه خانم يعني رسول چشم به جهان گشود. آسيه خانم يکي از گريه کنان روضه امام حسين (ع)، با عشق و محبتي که به مولا داشت فرزند خود را بزرگ کرد ولي بازيهاي روزگار از رسول، جواني خلافکار و لاابالي بارآورد. بعد از سنين بيست و چهار پنج سالگي، رسول شهر و ديار خود را رها کرد و به تهران آمد.

 



 

نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 7:25 موضوع | لینک ثابت


مراسم"طشت گذاری"نماد فراتی که از تشنه لبان کربلا، دریغ شد!

واقعه کربلا و بسته شدن فرات به روی امام حسین (ع) و یارانشان، و ایثارگری­ها سقای کربلا (حضرت ابوالفضل علیه السلام) برای رسانیدن آب به تشنگان، و حماسه­آفرینی آنانیکه با لبانی تشنه، شهد شهادت را نوشیدند، به یقین، قداست و جایگاه والای آب را در فرهنگ شیعیان و به خصوص ایرانیان، که از دیرباز نیز از جایگاه خاص و معنوی برخورد بوده، عمق و وسعت بسیاری بخشیده است، تا بدانجا که انعکاس این امر را در جای-جای فرهنگ مردم و بخصوص در شکل­گیری آداب و رسوم و آئین­ها شاهد هستیم. و .........

 

 


 

نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در سه شنبه هفدهم دی 1387 ساعت 18:47 موضوع | لینک ثابت


محرم را به صورت آنلاین تجربه کنید. التماس دعا

کتب آنلاین:

 مقالات:

  • امام حسين عليه السلام  ( 15 مورد )
  • اهل بیت امام حسین علیه السلام  ( 9 مورد )
  • اصحاب امام حسین علیه السلام  ( 2 مورد )
  • عاشورا  ( 12 مورد ) 
  • کربلا  ( 26 مورد )
  • ماه محرم  ( 1 مورد )
  • عزاداري  ( 21 مورد )
  • مقالاتی از سایت تبیان 

    فایلهای قابل دانلود:

    تصاویر:

    احادیث:

    برای مشاهده احادیث به ادامه مطلب مراجعه کنید.


  •  

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در سه شنبه هفدهم دی 1387 ساعت 11:46 موضوع | لینک ثابت


    سخنان حسین بن علی(ع) در شب عاشورا


    أثنی علی الله أحسن الثناء و أحمده علی السراء و الضراء اللهم إنی أحمدک علی أن أکرمتنا بالنبوة و علمتنا القرآن وفقهتنا فی الدین و جعلت لنا أسماعاً و أبصاراً و أفئدة و لم تجعلنا من المشرکین. أما بعد، فإنی لا أعلم أصحابا أولی و لا خیراً من أصحابی و لا أهل بیت أبر و لا أوصل من أهل بیتی فجزاکم الله عنی جمیعا خیراً. و قد أخبرنی جدی رسول الله(ص) بأنی سأساق إلی العراق فأنزل أرضاً یقال لها: عمورا و کربلا و فیها استشهد و قد قرب الموعد.

    ألا و إنی أظن یومنا من هؤلاء الأعداء غداً و إنی قد أذنت لکم فانطلقوا جمیعاً فی حل لیس علیکم منی ذمام، و هذا اللیل قد غشیکم فاتخذوه جملاً و لیأخذ کل رجل منکم بید رجل من أهل بیتی فجزاکم الله جمیعا خیراً و تفرقوا فی سوادکم و مدائنکم، فإن القوم إنما یطلبوننی و لو أصابونی لذهلوا عن طلب غیری.

    حسبکم من القتل بمسلم اذهبوا قد أذنت لکم.

    ... إنی غداً أقتل و کلکم تقتلون معی و لا یبقی منکم أحداً حتی القاسم و عبدالله الرضیع.

    حسین بن علی(علیهما السلام ) نزدیک غروب تاسوعا پس از آن که از طرف دشمن مهلت داده شد( یا پس از نماز مغرب) در میان افراد بنی هاشم و یاران خویش قرار گرفت و این خطابه را ایراد نمود:

    " خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه در مقابل نعمت هایش سپاسگزارم. خدایا! تو را می ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدی و قرآن را به ما آموختی و با دین و آیین آشنایمان ساختی و به ما گوش( حق شنو) و چشم( حق بین) و قلب( روشن) عطا فرمودی و از گروه مشرک و خدانشناس نگرداندی.

    اما بعد، من اصحاب و یارانی بهتر از یاران خود ندیدم و اهل بیت و خاندانی باوفاتر و صدیق تر از اهل بیت خود سراغ ندارم. خداوند به همه شما جزای خیر دهد".

    آن گاه فرمود:" جدم رسول خدا(ص) خبر داده بود که من به عراق فراخوانده می شوم و در محلی به نام عمورا و کربلا فرود آمده و در همان جا به شهادت می رسم و اکنون وقت این شهادت رسیده است. به اعتقاد من همین فردا، دشمن جنگ خود را با ما آغاز خواهد نمود و حالا شما آزاد هستید و من بیعت خود را از شما برداشتم و به همه شما اجازه می دهم که از این سیاهی شب استفاده کرده و هر یک از شما دست یکی از افراد خانواده مرا بگیرد و به سوی آبادی و شهر خویش حرکت کند و جان خود را از مرگ نجات بخشد؛ زیرا این مردم فقط در تعقیب من هستند و اگر بر من دست یابند با دیگران کاری نخواهند داشت، خدا به همه شما جزای خیر و پاداش نیک عنایت کند!"

    آخرین آزمایش

    حسین بن علی(علیهما السلام ) که در طول راه از مدینه تا کربلا و در موارد مختلف، شهادت خویش را اعلام نموده و به یارانش اجازه مرخصی داده و بیعت را از آنان برداشته بود، درشب عاشورا و برای آخرین بار نیزاین موضوع را با صراحت مطرح نمود که " قد قرب الموعد؛ یعنی هنگام شهادت فرا رسیده است" و من بیعت خود را از شما برداشتم، از تاریکی شب استفاده کنید و راه شهر و دیار خویش را پیش بگیرید.

    این پیشنهاد در واقع آخرین آزمایش بود از سوی آن حضرت و نتیجه این آزمایش، عکس العمل یاران آن بزرگوار بود که هر یک با بیان خاص، وفاداری خود را به آن حضرت و استقامت و پایداری خویش را تا آخرین قطره خون اعلام داشتند و بدین گونه از این آزمایش روسفید و سرفراز بیرون آمدند.

    حال پاسخ چند تن از این یاران باوفا و اهل بیت صدیق و باصفا:

    1- اولین کسی که پس از سخنرانی امام(ع) لب به سخن گشود برادرش عباس بن علی(ع) بود. او چنین گفت:" لا أرنا الله ذلک أبدا؛ خدا چنین روزی را نیاورد که ما تو را بگذاریم و به سوی شهر خود برگردیم."

    2- آن گاه سایر افراد بنی هاشم در تعقیب گفتار حضرت ابوالفضل و در همین زمینه سخنانی گفتند که امام نگاهی به فرزندان عقیل کرد و چنین گفت:" حسبکم من القتل بمسلم اذهبوا قد أذنت لکم؛ کشته شدن مسلم برای شما بس است، من به شما اجازه دادم بروید."

    آنان در پاسخ امام چنین گفتند: در این صورت اگر از ما سؤال شود که چرا دست از مولا و پیشوای خود برداشتید چه بگوییم؟ نه، به خدا سوگند! هیچ گاه چنین کاری را انجام نخواهیم داد؛ بلکه ثروت و جان و فرزندانمان را فدای راه تو می کنیم و تا آخرین مرحله در رکاب تو می جنگیم.

    3- یکی دیگر از این سخنگویان، مسلم بن عوسجه بود که چنین گفت: ما چگونه دست از یاری تو برداریم؟ در این صورت در پیشگاه خدا چه عذری خواهیم داشت؟ به خدا سوگند! من از تو جدا نمی شوم تا با نیزه خود سینه دشمنان تو را بشکافم و تا شمشیر در اختیار من است با آنان بجنگم و اگر هیچ سلاحی نداشتم با سنگ و کلوخ به جنگشان می روم تا جان به جان آفرین تسلیم کنم.

    4- یکی دیگر از یاران آن حضرت سعد بن عبدالله بود که چنین گفت: به خدا سوگند! ما دست از یاری تو برنمی داریم تا در پیشگاه خدا ثابت کنیم که حق پیامبر را درباره تو مراعات نمودیم. به خدا سوگند! اگر بدانم که هفتاد مرتبه کشته می شوم و بدنم را آتش زده و خاکسترم را زنده می کنند، باز هم هرگز دست از یاری تو برنمی دارم و پس از هر بار زنده شدن به یاری ات می شتابم؛ در صورتی که می دانم این مرگ یک بار بیش نیست و پس از آن نعمت بی پایان خداست.

    5- زهیربن قین چنین گفت: یابن رسول الله! به خدا سوگند! دوست داشتم که در راه حمایت تو هزار بار کشته، باز زنده و دوباره کشته شوم و باز آرزو داشتم که با کشته شدن من، تو یا یکی از این جوانان بنی هاشم از مرگ نجات یابید.

    6- درهمین ساعت ها بود که خبر اسارت فرزند محمد بن بشیرحضرمی( یکی از یاران آن حضرت) به وی رسید. امام به او فرمود: تو آزادی، برو و در آزادی فرزندت تلاش بکن.

    محمد بن بشیر گفت: به خدا سوگند! من هرگز دست از تو برنمی دارم! و این جمله را نیز اضافه نمود: درندگان بیابان ها مرا قطعه قطعه کنند و طعمه خویش قرار دهند اگر دست از تو بردارم.

    امام چند قطعه لباس قیمتی به او داد تا در اختیار کسانی که می توانند در آزادی فرزندش تلاش کنند قرار دهد.

    آن گاه که حسین بن علی(علیهما السلام) این عکس العمل را از افراد بنی هاشم و صحابه و یارانش دید و آن کلمات و جملاتی که دلیل بر آگاهی و احساس مسؤولیت و وفاداری آنان به مقام امامت بود، شنید در ضمن دعا برای آنان" جزاکم الله خیرا؛ خدا به همه شما پاداش نیک عنایت کند" قاطعانه و صریح فرمود: إنی غداً أقتل و کلکم تقتلون...؛ من فردا کشته خواهم شد و همه شما، و حتی قاسم و عبدالله شیرخوار، نیز با من کشته خواهند شد."

    همه یاران آن حضرت با شنیدن این بیان یک صدا چنین گفتند: ما نیز از خدای بزرگ سپاسگزاریم که با یاری تو به ما کرامت و با کشته شدن در رکاب تو به ما عزت و شرافت بخشید. ای فرزند پیامبر! آیا ما نباید خشنود باشیم از این که در بهشت با تو هستیم؟

    طبق نقل خرائج راوندی امام پرده را از جلو چشم آنان کنار زد و یکایک آنان محل خود و نعمت هایی که در بهشت برایشان مهیا شده است مشاهده نمودند.

    منبع : کتاب سخنان حسین بن علی علیهما السلام ، از مدینه تا کربلا ، محمد صادق نجمی ، ص 198.


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در سه شنبه هفدهم دی 1387 ساعت 11:28 موضوع | لینک ثابت


    شب تاسوعا

     

    توضيح: اين نوشته از مجموعه «زندگي اصولي» است كه تا كنون منشر نشده بود. بخش هاي بعدي، شب عاشورا و شب يازدهم محرم مي باشد.)

    ·        تحليلي از حركت امام حسين(ع)

    ·        اصول حاكم بر حركت امام حسين(ع) در كلمات آن حضرت

    السلام عليک يا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک

    اللهم اجعلنا مع الحسين و اصحاب الحسين الذين بذلوا مهجهم دون الحسين(ع)

    و ثبت لنا قدم صدق عندک مع الحسين واصحاب الحسين( ع )


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در دوشنبه شانزدهم دی 1387 ساعت 11:26 موضوع | لینک ثابت


    شب هفتم محرم الحرام(علی اکبر (ع))

    حضرت علي اكبر عليه السلام
    حضرت علي اكبر عليه السلام

    کنيه «علي اکبر» را «ابوالحسن» دانسته‌اند؛(1) ابوالحسن علي اکبر، در يازدهم ماه شعبان سال سي و سه هجري ولادت يافت. در حادثه کربلا حدود بيست و هفت سال داشت.(2) اين نقل با سخن «ابن ادريس» و نقل دانشمندان تاريخ‌نگار و نسب‌شناس همخواني دارد. آنان گفته‌اند:

    «علي بن الحسين عليه السلام در اوائل خلافت عثمان بن عفان به دنيا آمده و از جد بزرگوارش حضرت علي بن ابيطالب(عليه السلام) نقل حديث فرموده است.»(3)

    در بين علماي اهل نسب و تاريخ مشهور از وي با لقب اکبر و بزرگترين فرزند امام حسين (عليه السلام) گزارش نموده‌اند.(4) ولي برخي علماي شيعه وي را کوچکتر از امام سجاد(عليه السلام) دانسته‌اند(5) که اين نظر توسط مرحوم تستري مورد نقد واقع شده است.(6)

    مادر آن بزرگوار را «ليلا» دانسته‌اند. پدر ليلا، «ابي مرّة» بوده که او خود پسر «عروة بن مسعود ثقفي» است. (7) «عروة بن مسعود» يکي از بزرگان در قومش بوده(8) و او را شبيه‌ترين مردم به حضرت عيسي عليه السلام دانسته‌اند.(9) مادر ليلا، «ميمونة» دختر «ابي‌سفيان» پسر «حرب» پسر «اميّه» مي‌باشد.(10) از امام رضا(عليه السلام) نقل شده که علي اکبر، کنيزي را به همسري برگزيده بود.(11)


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در یکشنبه پانزدهم دی 1387 ساعت 7:30 موضوع | لینک ثابت


    تقويم و مناسبتهاي ماه محرم الحرام

     

    قال رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم)
    هرکس فریاد مظلومیّت مسلمانی را بشنود و به داد او نرسد مسلمان نیست.

     السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك
    عليكم مني جميعا سلام الله ابدا مابقيت و بقي الليل و النهار و لا جعله الله آخرالعهد مني لزيارتكم
    السلام علي الحسين
    و علي علي بن الحسين
    و علي اولاد الحسين
    و علي اصحاب الحسين

    روز اول محرم الحرام
    آغاز سال (1430 ) قمري
    آغاز ايام حسيني
    ماجراي شعب ابيطالب عليه السلام
    جنگ ذات الرقاع
    امام حسين عليه السلام در راه كربلا
    قيام مردم مدينه عليه يزيد
    وفات آيت الله سيد عبدالله شيرازي

    روز دوم محرم الحرام
    ورود امام حسين عليه السلام به كربلا 
    نامه امام حسين عليه السلام براي اهل كوفه

    روزسوم محرم الحرام
    ورود عمر بن سعد ملعون به كربلا با 4000 نفر.
    خریداری بخشی از زمین کربلا به دست امام حسین عليه السلام . این زمین ها همان مکانی است که قبر مطهر در آن قرار دارد.

    روز چهارم محرم الحرام
    سخن پراكني عبيداللّه‏ بن زياد ملعون عليه امام حسين عليه‏السلام در مسجد كوفه
    فتواي شريح قاضي به قتل امام حسين عليه السلام
    آغاز سال 2009 ميلادي
    ولادت قابیل
    خراب شدن قصر نمرود

    روز پنجم محرم الحرام
    دعوت ابن زياد از شيث ربعي فرمانده پيادگان عمر سعد ملعون براي جنگ با امام حسين عليه السّلام
    اعزام سپاه ابن زياد جهت ممانعت از حركت مردم كوفه براى يارى امام حسين عليه‏السلام

    روز ششم محرم الحرام
    دعوت حبیب بن مظاهر از طایفه بنی اسد برای یاری امام حسین عليه السلام
    وفات عالم بزرگ سيد رضي رضي الله عنه

    روز هفتم محرم الحرام
    بستن آب بر امام حسين عليه السلام

    روز هشتم محرم الحرام
    قحط آب در خيمه هاي حسيني
    ملاقات امام حسين عليه السلام با ابن سعد ملعون
    وفات عالم جليل آيت الله شيخ محمد رازي .

    روز نهم محرم الحرام
    تاسوعاي حسيني
    محاصره خيمه ها در كربلا
    آمدن امان نامه براي فرزندان ام البنين عليها السلام
    درخواست تاخير جنگ از سوي امام حسين عليه السلام تا یک شب دیگر
    آمدن لشكر تازه نفس به كربلا به دستور ابن زیاد
    خطابه امام حسين عليه السلام براي اصحابش

    روز دهم محرم الحرام
    عاشوراي حسيني
    پیوستن حربن یزید ریاحی به اباعبدالله الحسین علیه السلام و شهادت آن جناب رضي الله عنه
    شهادت امام حسين عليه السلام و دیگر اصحاب عليهم السلام
    غارت اموال حرم حسيني توسط لشكريان ابن زياد.
    جدا شدن سرهاي مطهر
    به آتش كشيدن خيمه هاي آل الله
    فرستادن  راس مطهر امام حسين عليه السلام به  كوفه در عصر عاشورا توسط خولی ملعون
    قتل ابن زياد در عاشورای 67 هـ  به فرمان مختار
    وفات ام سلمه 62-63 هـ

    روز يازدهم محرم الحرام
    حركت كاروان اسرا از قتلگاه كربلا

    روز دوازدهم محرم الحرام
    دفن شهداي كربلا
    ورود اهل بيت عليهم السلام به كوفه
    شهادت حضرت سجاد عليه السلام بنابر قولی

    روز سيزدهم محرم الحرام
    اسراي اهل بيت عليهم السلام در مجلس يزيد عليه اللعنه
    خبر شهادت امام حسين عليه السلام در مدينه و شام
    شهادت عبدالله بن عفيف . 

    روز پانزدهم محرم الحرام
    وفات آيت الله ميرزا جليل كوه كمره‌اي

    روز هفدهم محرم الحرام
    نزول عذاب بر اصحاب فيل

    روز هجدهم محرم الحرام
    تغيير قبله مسلمانان از بيت المقدس به مكه معظمه
    وفات علامه طباطبايي رضي الله عنه 

    روز نوزدهم محرم الحرام
    حركت كاروان كربلا از كوفه به سوي شام 

    روز بيستم محرم الحرام
    هلاكت معتصم عباسي و پايان دولت بني عباس

    روز بيست و يكم محرم الحرام
    وفات علامه جليل القدر علامه حلّي رضي الله عنه  

    روز بيست و دوم محرم الحرام
    وفات شيخ طوسي رضي الله عنه

    روز بيست و سوم محرم الحرام
    وفات علامه نراقي رضي الله عنه

    روز بيست و چهارم محرم الحرام
    بيدار شدن اصحاب كهف پس از خواب طولاني

    روز بيست و پنجم محرم الحرام
    شهادت امام سجاد عليه السلام

    روز بيست و ششم محرم الحرام
    محاصره و سنگ باران کعبه معظمه به دست سپاهیان یزید بن معاویه در سال 64 هجری
    شهادت علي بن الحسن المثلث  در زندان منصور

    روز بيست و هفتم محرم الحرام
    وفات عالم بزرگ ملا علي كني

    روز بيست و هشتم محرم الحرام
    وفات حذيقه بن يماني
    تبعيد امام جواد عليه السلام از مدينه به بغداد

    روز بيست و نهم محرم الحرام
    رسيدن كاروان اسرا به شام 
    وفات ماريه قبطيه 
    وفات آقا سيد علي كوه كمره اي


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در یکشنبه پانزدهم دی 1387 ساعت 7:14 موضوع | لینک ثابت


    همایش جهانی شیرخوارگان حسینی

    مراسم بزرگداشت جهانی 

    حضرت علی اصغر (علیه السلام )

    همایش شیرخوار گان حسینی

    وعده ما اولین جمعه ی ماه محرم الحرام هر سال

     السلام علیک ایها الطفل الرضیع

    السلام علیک یا ابا عبد ا... الحسین

    سلام بر گلوی تیر خورده  علی اصغر (ع)

    سلام بر لب تشنه علی اصغر حسین [ع)

     او خــنده کـرد و عالـم از آن خـنـده گــریه کـرد

     در بین یاران حضرت سید الشهداء (ع) در عاشورا افراد مختلفی حضور داشتند که از هر جهت حجت برای تمامی ابناء بشر تمام کرده اند ؛ از بزرگان و اشراف گرفته تا غلامان و خدمتگزاران ؛ سفید پوست و سیاه پوست ؛ قاری قرآن و شاعر ؛ کسانی که در اسلام و پیروی از پیامبر اکرم (ص) سابقه ای طولانی داشتند و کسانی که در همان صبح عاشوراء به سید الشهداء پیوسته اند ؛ پیرمرد کهنسال و جوان هیجده ساله و طفل شش ماهه  ....

    آری در بین یاران ابر مرد عرصه آزاگی طفلی شیرخواره نیز حضوری چشمگیر دارد. او کسی نیست جز طفل شش ماهه ی حضرت  ابا عبد الله الحسین (ع) حضرت علی اصغر سـلام الله علیه .

    در هیچ مسلک و آینی و در هیچ غزوه و جنگی در طول تاریخ طفلی شش ماهه مرد جنگی و نظامی محسوب نمی شود. اگر بزرگان عرصه ی نظامی دنیا جمع شوند و بخواهند از امام حسین و یارانش در عاشورا فقط یک تخلف نظامی بگیرند قطعا نخواهند توانست. با اینکه بارها می توانستند از راه های که دشمنانشان استفاده کنند ایشان هم بهره برده و به أنان ضربه بزنند اما چون با انسانیت و حریت سازگاری نداشت , چنین نکردند ؛ اما مگر بچه ای شیرخوار چه گناهی کرده بود ؟! آن هم بچه که از فرط تشنگی به حالت تلظی در آمده بود.

    بعد از واقعه ی عاشورا و بعد از آنکه مختار ثقفی رضوان الله تعالی علیه به خون خواهی حضرت سید الشهداء (ع) قیام کرد برای امام سجاد زین العابدین (ع) خبر آوردند که: مختار قیام کرد و کسانی را که به پدرتان و یارانش ظلم کرده اند , به سزای اعمالشان می رساند. حضرت سؤال کردند: "از حرمله چه خبر؟" از ایشان پرسیدند: آقا , در میان دشمنان شما این همه افراد حضور داشتند , چطور است که شما سراغ حرمله را می گیـری ؟ حضرت فرمودند: آخر شما نمی دانید این "حرمله" با ما چه کرد؟! آن زمان که پدرم حسین (ع) برادر شیرخواره ام علی اصغر را روی دست گرفته بود و به سوی لشگر دشمن آمده و می فرمود:"اما ترونه کیف یتلظی عطشا ؟!" آیا نمی بینید این بچه ی کوچک از فرط تشنگی و عطش چگونه تلظی می کند؟! یعنی مانند ماهی که از آب بیرون افتاده و مدتی هم گذشته است و نای حرکت کردن ندارد  فقط لب های کوچکش را حرکت می دهد. در این حالت حتی اگر آب هم به او برسانند دیگر زنده نمی ماند . امام حسین (ع) می فرمود قطره ی آب به علی اصغر بدهید تا لا اقل با لب تشنه از دنیا نرود.

     

    یک ذره به من ز شیئی کمیاب دهید             داروی کمی به طفل بی تاب دهید

    با من سر جنگتان اگر می باشد                        او را ببرید وجرعه ای آب دهید

     

    امام سجاد (ع) می فرمایند : پدرم در حین گفتن این سخنان بود که حرمله تیری که سه شعبه داشت را بر گلوی نازک برادر شیرخواره ام رها کرد و گوش تا گوش علی اصغر پاره شد.

     

    به راستی بـأی ذنب قتلت ؟

    به کدامین گناه کشته شد؟

     

    و چه زیبا جیحون یزدی در رثای بزرگ مرد کوچک عاشورا سروده است که :-

     

    ای حرم کعبه است ز حلقه به گوشان           وی دل دانای تو زبان خموشان       

    با تو که گفت از حسین چشم بپوشان        خاصه در آن دم که اهل بیت خروشان

     

                                             نزدش با اصغر آمدند معجل

     

    گفتند این طفل کو چو بحر بجوشد                نیست چو ما کز عطش به صبر بکوشد

    اشک پبا شد چنانکه خاک بپوشد               لب بخراشد چنانکه جان بخروشد

     

                                      جز به کفی آب عقده اش نشود حل

     

    هی به فغان خود ز گهواره پراند                مادر او هم زبان طفل نداند

    نه بودش شیر تا به لب برساند                نه بودش آب تا به رخ بفشاند

     

    مانده به تسکین قلب اوست معطل

     

    گاهی ناخن زند به سینه مادر            گاهی به جان شود به دامن خواهر

    باری , از ما گذشته چاره ی اصغر                یا بنشانش شرار آه  چو آذر

     

    یا ببرش همرهت به جانب مقتل

     

    شه ز حرم خانه اش ربود و روان شد      پیر خرد هم عنان بخت جوان  شد

    زین پدر و زین پسر به لرزه جهان شد      آمد  و آورد و هر طرف نگران شد

     

    با به که سازد حقوق خویش مدلل؟

     

    گفت که ای قوم , روح پیکرم است این      ثانی حیدر , علی اصغرم است این

    آن همه اصغر بدند , اکبرام است این           حجت کبرای روز محشرم است این

     

    رحمی کنش , حال بر فناس محول

     

    او که بدین کودکی گناه ندارد                یا که سر رزم این سپاه ندارد

    بلکه بس افسرده اس آه ندارد                جای دهید آنکه را پناه ندارد

     

    پیش کز ایزد برید کیفر اکمل

     

    تا که از آن قوم از سعادت محروم              حرمله اش تیر کینه راند به حلقوم

    حلق و را خست وجست بر شه مظلوم     وز شه مظلوم آن سه شعبه مسموم

     

    رد شد و سر زد به قلب احمد مرسل

     او طفل است , اما بزرگ است. دستهای او کوچک است اما بزرگان آرزو و امید دارند که او با همان دستهای کوچک , دست آنان را بگیرد.

    اکنون افتخار داریم که اولین جمعه ی ماه محرم الحرام هر سال را که روز جهانی حضرت علی اصغر(ع) نامگذاری شده است در برپایی مجالسی شکوهمند به نامی نام این طفل شیرخواره ی ابا عبد الله الحسین(ع) در سرتاسر دنیا کوشا باشیم.

    از تمامی مادران دلسوخته ی اهل بیت (ع) دعوت می نمائیم که با فرزاندان  شیرخواره ی خود به یاد طفل شش ماهه ی ابا عبد الله الحسین (ع) در این مجالس شرکت نموده و فرزندان خود را بیمه ی حضرت علی اصغر (ع) نمایند. در طول این سالها  چه بسیار مادران عزیزی که با شرکت در این مراسم و با پوشاندن لباس نمادین حضرت علی اصغر (ع) به کودکان خود حاجات بسیاری را از دستان کوچک بزرگ مرد کوچک عاشورا گرفته اند.



     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در شنبه چهاردهم دی 1387 ساعت 9:18 موضوع | لینک ثابت


    گام‌ به‌ گام‌ با كاروان‌ كربلا

     

     

    نواب‌ راجي‌

     كاروان‌ كربلا پس‌ از وداع‌ با پيامبر(ص) و حضرت‌ زهرا (س‌) و امام‌ مجتبي‌(ع) شب‌يكشنبه‌ بيست‌ و هشتم‌ رجب‌ سال‌ شصت‌ هجري‌ مدينه‌ را به‌ سوي‌ مكه‌ ترك‌ نمودند.امام‌ حسين‌(ع) از بيعت‌ با يزيد خودداري‌ كرده‌ و شبانه‌ همراه‌ خانوادة‌ خويش‌ از مدينه‌ به‌مكه‌ حركت‌ نمود. يك‌ جامعه‌ نمونه‌ در اين‌ كاروان‌ متجسم‌ بود. در دل‌ تاريكي‌ از كوره‌راه‌هاي‌ بيابان‌ها گذر كردند و منزل‌ به‌ منزل‌ راه‌ سپردند.

    يك‌ ماه‌ و چند روز از بيابان‌ها و كوهستان‌ها گذشتند و در هر منزل‌ از خود، ردّي‌ ازروشنايي‌ و كرامت‌ باقي‌ نهادند. روز سوم‌ شعبان‌ سال‌ شصت‌ هجري‌ درست‌ در روز ميلادامام‌ حسين‌ (ع) كاروان‌ امام‌ به‌ مكه‌ رسيد و در محلة‌ شعب‌ علي‌ در خانه‌ عباس‌ بن‌عبدالمطلب‌ اقامت‌ گزيد. مردم‌ مكه‌ به‌ استقبال‌ و ديدار خاندان‌ پيامبر(ص) آمدند. در اين‌ايام‌ كه‌ در آستانه‌ برگزاري‌ مراسم‌ حج‌ بود بسياري‌ از مسلمانان‌ از سراسر قلمرو اسلامي‌ به‌مكه‌ مي‌آمدند و اين‌ فرصت‌ مناسبي‌ براي‌ امام‌ حسين‌ (ع) و خاندان‌ پيامبر9 بود تا بامردم‌ صحبت‌ كنند و نسيم‌ آزادي‌ در مكه‌ وزيدن‌ گيرد.

    از سوم‌ شعبان‌ تا هشتم‌ ذي‌ الحجه‌ كه‌ امام‌ حسين‌ (ع) از مكه‌ به‌ قصد كوفه‌عزيمت‌ نمود بيش‌ از چهارماه‌ در مكه‌ اقامت‌ داشتند. در اين‌ مدت‌، مردم‌ گروه‌ گروه‌ باامام‌حسين‌(ع) تماس‌ مي‌گرفتند و ابراز وفاداري‌ و حمايت‌ مي‌كردند.

    در دهم‌ رمضان‌ نامه‌اي‌ از سران‌ و اعيان‌ كوفه‌ به‌ امام‌ حسين‌ (ع) رسيد كه‌ در آن‌نامه‌ از امام‌ دعوت‌ شده‌ بود به‌ كوفه‌ برود تا كوفيان‌ به‌ رهبري‌ امام‌ با يزيد بجنگند.

    امام‌ در پاسخ‌ نامه‌هاي‌ مكرر سران‌ و مردم‌ كوفه‌، مسلم‌ بن‌ عقيل‌ (پسر عموي‌خود) را به‌ كوفه‌ فرستاد تا ميزان‌ صحت‌ گفتة‌ كوفيان‌ را به‌ اطلاع‌ امام‌ برساند.

    با اعزام‌ مسلم‌ بن‌ عقيل‌ به‌ كوفه‌، هجده‌ هزار نفر از مردم‌ كوفه‌ با امام‌ بيعت‌ كردند ومسلم‌ خبر اين‌ بيعت‌ و وفاداري‌ را به‌ امام‌ ارسال‌ داشت‌. ليك‌ با تغيير يافتن‌ حاكم‌ كوفه‌وضع‌ِ مردم‌ نيز تغيير يافت‌. ابن‌ زياد از طرف‌ يزيد بن‌ معاويه‌ به‌ عنوان‌ حاكم‌ كوفه‌ انتخاب‌شد و با فريب‌ و توطئه‌ و قتل‌ و كشتار، مردم‌ِ كوفه‌ را از همراهي‌ با مسلم‌ بازداشت‌ تا جايي‌كه‌ مسلم‌ در يك‌ جنگ‌ نابرابر به‌ تنهايي‌ با سربازان‌ ابن‌ زياد جنگيد و سرانجام‌ دستگير وبه‌ شهادت‌ رسيد.

    همزمان‌ با اين‌ واقعه‌ و مطلع‌ شدن‌ يزيد از نهضت‌ امام‌ حسين‌ (ع) و فعاليت‌هاي‌ايشان‌ سپاهي‌ را به‌ فرماندهي‌ عمر بن‌ سعد جهت‌ دستگيري‌ يا قتل‌ امام‌ حسين‌ (ع) به‌مكه‌ اعزام‌ نمود و امام‌ (ع) وقتي‌ از ماجرا آگاه‌ شد ديگر نتوانست‌ منتظر رسيدن‌ نامة‌ مسلم‌بن‌ عقيل‌ باشد و ناچاراً در هشتم‌ ذي‌ حجه‌ مكه‌ را به‌ قصد كوفه‌ ترك‌ نمود.

    حركت‌ كاروان‌ امام‌ از هشتم‌ ذي‌ حجه‌ تا دوم‌ محرم‌ كه‌ به‌ كربلا رسيد، حركتي‌ بودبراي‌ بيدار نمودن‌ انسان‌هاي‌ تمامي‌ تاريخ‌. اين‌ كاروان‌، منزل‌ به‌ منزل‌ راه‌ مي‌سپرد تاآميزه‌اي‌ از عظمت‌ و عزت‌ و مظلوميت‌ را بر صفحات‌ تاريخ‌ بنگارد و سرانجام‌ اين‌ كاروان‌در دهم‌ محرم‌ 61 هجري‌ حماسه‌اي‌ را آفريد، حماسه‌ عشق‌، حماسة‌ هويت‌ انساني‌،حماسة‌ عاشورا.

    روز شمار اين‌ حماسه‌، شمارش‌ لحظاتي‌ است‌ كه‌ انسان‌هايي‌ عاشق‌ از فراز اين‌روزها به‌ معراج‌ رفتند و در هر منزلي‌ از خود خاطره‌اي‌ به‌ جاي‌ نهادند، خاطره‌اي‌ كه‌ هرقصة‌ آن‌ درسي‌ از عزت‌ نفس‌ و كرامت‌ ذاتي‌ انسان‌ كامل‌ امام‌ حسين‌ (ع) مي‌باشد.

    روزشمار فاجعة‌ كربلا

    پانزدهم‌ رجب‌ 60 ه . ق‌: مرگ‌ معاويه‌ و شروع‌ خلافت‌ يزيد بن‌ معاويه‌.

    ـ نامة‌ يزيد به‌ والي‌ مدينه‌ جهت‌ اخذ بيعت‌ با امام‌ حسين‌ (ع).

     

    اواخر رجب‌ 60 ه . ق‌: رسيدن‌ نامة‌ يزيد به‌ والي‌ مدينه‌ و عدم‌ بيعت‌ امام‌ حسين‌بايزيد.

     

    بيست‌ و هشت‌ رجب‌ 60 ه . ق‌: حركت‌ امام‌ حسين‌ (ع) از مدينه‌ به‌ سوي‌ مكه‌ (روزيكشنبه‌)

     

    سوم‌ شعبان‌ 60 ه . ق‌: ورود امام‌ حسين‌ (ع) به‌ مكه‌ و سكونت‌ آن‌ حضرت‌ وخاندانش‌ در خانه‌ عباس‌ بن‌ عبدالمطلب‌. (حضور امام‌ در مكه‌ مدت‌ چهار ماه‌ و چند روزبوده‌ است‌).

     

    دهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: وصول‌ نامة‌ مردم‌ كوفه‌ به‌ امام‌ حسين‌ توسط‌ عبدالله‌ بن‌سبع‌ الهمداني‌ و عبدالله‌ بن‌ وال‌ تميمي‌.

     

    دوازدهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: وصول‌ يكصد و پنجاه‌ نامه‌ از كوفه‌ به‌ امام‌ حسين‌ (ع)توسط‌ قيس‌ بن‌ مسهر و عبدالرحمن‌ بن‌ عبدالله‌ و عماره‌ بن‌ عبيد.

     

    چهاردهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: وصول‌ نامه‌ سران‌ و مردم‌ كوفه‌ به‌ امام‌ حسين‌ (ع)توسط‌ هاني‌ بن‌ هاني‌ السبيعي‌ و سعيد بن‌ عبدالله‌ النخعي‌.

    پانزدهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: حركت‌ جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقيل‌ به‌ سوي‌ كوفه‌.

    ـ ارسال‌ نامه‌ توسط‌ امام‌ به‌ رؤساي‌ بصره‌.

     

    پنجم‌ شوال‌ 60 ه . ق‌: ورود جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقيل‌ به‌ كوفه‌ و بيعت‌ هيجده‌ هزار ازمردم‌ كوفه‌ با مسلم‌

     

    هشتم‌ ذي‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: ورود عمر بن‌ سعد با لشكري‌ انبوه‌ به‌ مكه‌ براي‌دستگيري‌ امام‌ حسين‌ (ع) (چهارشنبه‌)

    ـ حركت‌ امام‌ از مكه‌ به‌ سوي‌ كوفه‌.

    ـ ورود ابن‌ زياد به‌ كوفه‌ و محاصره‌ قصر ابن‌ زياد توسط‌ مسلم‌ و يارانش‌.

     

    نهم‌ ذي‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: توطئة‌ ابن‌ زياد و پراكنده‌ شدن‌ ياران‌ مسلم‌ ـ

    ـ جنگ‌ مسلم‌ با سپاه‌ ابن‌ زياد.

    ـ هواخواهي‌ عباس‌ بذائي‌ (قره‌داغي‌) از مسلم‌ و شهادت‌ او به‌ دست‌ سربازان‌ابن‌زياد.

    ـ شهادت‌ مسلم‌ بن‌ عقيل‌ و هاني‌ بن‌ عروه‌ در كوفه‌ به‌ دستور ابن‌ زياد.

    ـ فرود آمدن‌ كاروان‌ امام‌ در «ابطح‌» و پيوستن‌ ابن‌ ثبيط‌ بصري‌ و فرزندانش‌به‌امام‌.

    ـ فرود آمدن‌ كاروان‌ امام‌ حسين‌ در مكاني‌ به‌نام‌ «تنعيم‌» در دو فرسنگي‌ مكه‌.

    ـ فرود آمدن‌ امام‌ در «صِفاح‌» و ديدار فرزدق‌ شاعر با امام‌.

    ـ فرود آمدن‌ كاروان‌ امام‌ در «وادي‌ العقيق‌» و پيوستن‌ عون‌ و محمد فرزندان‌حضرت‌ زينب‌ (س‌) به‌ كاروان‌ امام‌.

    ـ فرود آمدن‌ امام‌ در «وادي‌ الصّفرا».

    ـ فرود كاروان‌ امام‌ در «ذات‌ عِرق‌» و پيوستن‌ گروهي‌ از مسلمانان‌ به‌ امام‌.

    ـ فرود كاروان‌ امام‌ در «حاجِر» در ناحية‌ «بطن‌ الرمه‌» و نوشتن‌ نامه‌اي‌ به‌ مسلم‌ بن‌عقيل‌ و شيعيان‌ كوفه‌ و ارسال‌ آن‌ توسط‌ قيس‌ بن‌ مسهر صيداوي‌.

     

    پانزده‌ ذي‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: فرود كاروان‌ امام‌ در «فَيْدْ».

    ـ فرود كاروان‌ امام‌ در «اجفُر».

     

    بيست‌ و دوم‌ ذي‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: شهادت‌ ميثم‌ تمار (صحابه‌ امام‌ علي‌) در كوفه‌توسط‌ ابن‌ زياد.

    ـ ارسال‌ نامة‌ امام‌ به‌ كوفه‌ توسط‌ عبدالله‌ بن‌ يقطر (برادر رضاعي‌ امام‌).

     

    بيست‌ و ششم‌ ذي‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: ورود كاروان‌ امام‌ به‌ «زروُد»، نزديكي‌«خزيميه‌».

    ـ پيوستن‌ «زهير بن‌ قين‌» به‌ امام‌.

    ـ ورود كاروان‌ امام‌ به‌ منطقة‌ «زباله‌» در نزديكي‌ كوفه‌.

    ـ رسيدن‌ خبر شهادت‌ مسلم‌ بن‌ عقيل‌ و هاني‌ بن‌ عروه‌ به‌ امام‌.

    ـ ورود كاروان‌ امام‌ به‌ «ثعلبيه‌» و توقف‌ شبانه‌ در آن‌جا.

    ـ ورود كاروان‌ امام‌ به‌ «القاع‌» ـ

    ـ عبور كاروان‌ امام‌ از «درة‌ العقبه‌» در نزديكي‌ بيابان‌هاي‌ كوفه‌.

    ـ ورود به‌ «شراف‌» و توقف‌ شبانه‌ در آن‌جا.

     

    بيست‌ و هفتم‌ ذي‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: روبه‌رويي‌ كاروان‌ امام‌ با سپاه‌ حر بن‌ يزيدرياحي‌.

    ـ قرار گرفتن‌ كاروان‌ امام‌ در دامنه‌ كوه‌ «ذو حُسَم‌ْ».

    ـ جلوگيري‌ حرّ از حركت‌ كاروان‌ امام‌ به‌ سوي‌ كوفه‌.

    ـ حركت‌ كاروان‌ امام‌ به‌ منطقه‌ «البيضه‌».

     بيست‌ و هشتم‌ ذي‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: عبور كاروان‌ امام‌ از «عُذيب‌ِ الهجانات‌».

    ـ رسيدن‌ خبر شهادت‌ عبدالله‌ بن‌ يقطر در كوفه‌ به‌ دست‌ ابن‌ زياد.

    ـ عبور كاروان‌ امام‌ از قادسيه‌.

    ـ فرود كاروان‌ امام‌ در «قصر بني‌ مُقاتل‌» و توقف‌ شبانه‌ در آن‌جا.

    دوم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: فرود كاروان‌ امام‌ به‌ كربلا (روز پنجشنبه‌).

    ـ حركت‌ عمر بن‌ سعد با لشكري‌ انبوه‌ به‌ كربلا.

     سوم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: ورود سپاه‌ عمر بن‌ سعد به‌ كربلا.

     ششم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: تجمع‌ بيست‌ هزار سپاهي‌ در سپاه‌ عمر سعد.

    ـ رسيدن‌ نامه‌ ابن‌ زياد به‌ عمر بن‌ سعد مبني‌ بر بستن‌ راه‌ رودخانه‌ فرات‌ به‌ روي‌كاروان‌ امام‌.

    ـ آمادگي‌ گروهي‌ از قبيله‌ بني‌ اسد براي‌ پيوستن‌ به‌ امام‌ و حمله‌ چهارصد نفر ازسپاه‌ عمر سعد به‌ آن‌ قبيله‌ و كشتار آنان‌.

     هشتم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حركت‌ حضرت‌ عباس‌ با بيست‌ و هشت‌ نفر ]يا سي‌ سوار وبيست‌ پياده‌ با بيست‌ مشك‌ آب‌[ به‌ طرف‌ رود فرات‌ و آوردن‌ آب‌ بعد از درگيري‌ با مأموران‌عمر بن‌ سعد.

    ـ ملاقات‌ شبانه‌ امام‌ با عمر سعد.

    ـ صدور فرمان‌ جنگ‌ توسط‌ ابن‌ زياد.

    نهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حركت‌ لشكر عمر بن‌ سعد به‌ سوي‌ كاروان‌ امام‌.

    ـ مهلت‌ خواستن‌ امام‌ از عمر بن‌ سعد براي‌ يك‌ شب‌.

    ـ آوردن‌ امان‌نامه‌ توسط‌ شمر براي‌ حضرت‌ ابوالفضل‌ و برادرانش‌ و خودداري‌ آنان‌از پذيرفتن‌ امان‌نامه‌.

    ـ آماده‌سازي‌ كاروان‌ امام‌ براي‌ جنگ‌ فردا.

     

    دهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: وقوع‌ فاجعة‌ جانسوز كربلا و شهادت‌ امام‌ حسين‌ (ع) و هفتادو دو تن‌ از ياران‌ وفادارش‌ (جمعه‌ يا شنبه‌).

    ـ غروب‌ دهم‌ محرم‌: غارت‌ خيام‌ امام‌ و آتش‌ زدن‌ آنها.

    ـ اسير گرفتن‌ بازماندگان‌ كاروان‌ امام‌.

    ـ اسب‌ تاختن‌ بر جسد شهدا.

    ـ فرستادن‌ سر شهدا به‌ كوفه‌.

     

    يازدهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حركت‌ اسرا به‌ سوي‌ كوفه‌.

     

    دوازدهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: ورود كاروان‌ اسرا به‌ كوفه‌.

    ـ سخنراني‌ حضرت‌ زينب‌ و ام‌ كلثوم‌ و فاطمه‌ در كوچه‌هاي‌ كوفه‌.

    ـ دفن‌ شهدا در كربلا توسط‌ جمعي‌ از مردم‌ قبيلة‌ بني‌ اسد.

    ـ سخنراني‌ ابن‌ زياد در مسجد كوفه‌ و اعتراض‌ عبدالله‌ عفيف‌ به‌ ابن‌ زياد ودستگيري‌ و شهادت‌ عبدالله‌، به‌ دستور ابن‌ زياد.

     

    پانزدهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حركت‌ كاروان‌ اسرا از كوفه‌ به‌ شام‌.

    اول‌ صفر 61 ه . ق‌: ورود كاروان‌ اسيران‌ به‌ شام‌ (بعد از هيجده‌ روز).

    ـ سخنراني‌ حضرت‌ زينب‌ (س‌) در كاخ‌ يزيد.

    ـ سخنراني‌ امام‌ سجاد (ع) در مسجد جامع‌ شام‌.

    بيستم‌ صفر 61 ه . ق‌: ورود جابر بن‌ عبدالله‌ انصاري‌ به‌ كربلا براي‌ زيارت‌.

    ـ ورود كاروان‌ اسيران‌ به‌ كربلا براي‌ زيارت‌ مزار شهدا.

    ـ حركت‌ از كربلا به‌ مدينه‌.

    ـ ورود كاروان‌ اسيران‌ به‌ مدينه‌.

    ـ سخنراني‌ امام‌ سجاد در دروازة‌ مدينه‌.

    ـ ورود به‌ مسجد النبي‌ و زيارت‌ حرم‌ مطهر پيامبر.

     

    پانزدهم‌ رجب‌ 62 ه . ق‌: وفات‌ حضرت‌ زينب‌ (س‌).


    منازل‌ مسير كاروان‌ امام‌ از مكه‌ تا كربلا

      منزل‌ اول‌:                                ابطح‌

    منزل‌ دوم‌:                                  تنعيم‌

    منزل‌ سوم‌:                                  صِفاح‌

    منزل‌ چهارم‌:                               وادي‌ العقيق‌

    منزل‌ پنجم‌:                                وادي‌ الصّفرا

    منزل‌ ششم‌:                                ذات‌ِ عِرق‌

    منزل‌ هفتم‌:                                 حاجِر

    منزل‌ هشتم‌:                                فَيد

    منزل‌ نهم‌:                                  اِجفَر

    منزل‌ دهم‌:                                  خُزَيميّه‌

    منزل‌ يازدهم‌:                              شقوق‌

    منزل‌ دوازدهم‌:                             زرود

    منزل‌ سيزدهم‌:                             ثعلبيه‌

    منزل‌ چهاردهم‌:                            زباله‌

    منزل‌ پانزدهم‌:                             القاع‌

    منزل‌ شانزدهم‌:                            عقبه‌

    منزل‌ هفدهم‌:                              قرعاء

    منزل‌ هجدهم‌:                             مغيثه‌

    منزل‌ نوزدهم‌:                              شراف‌

    منزل‌ بيستم‌:                                ذَوحُسُم‌

    منزل‌ بيست‌ و يكم‌:                       البيضه‌

    منزل‌ بيست‌ و دوم‌:                       عُذيب‌ الهجانات‌

    منزل‌ بيست‌ و سوم‌:                       قصر بني‌ مقاتل‌

    منزل‌ بيست‌ و چهارم‌:                    نينوا

    منزل‌ بيست‌ و پنجم‌:                     كربلا

    منابع‌:

    1ـ با كاروان‌ امام‌ حسين‌ (ع) از مدينه‌ تا كربلا، بهاء الدين‌ قهرماني‌ نژاد شائق‌، انتشارات‌شكوري‌، قم‌، 1378 ش‌.

    2ـ پيام‌آور عاشورا، سيد عطاءالله‌ مهاجراني‌، انتشارات‌ اطلاعات‌، تهران‌، چاپ‌ چهارم‌،1376 ش‌.

    3ـ تحقيق‌ درباره‌ اول‌ اربعين‌ حضرت‌ سيد الشهداء، سيد محمد علي‌ قاضي‌ طباطبائي‌،تبريز، چاپ‌ دوم‌، 1397 ه . ق‌.

    4ـ حماسه‌سازان‌ كربلا، محمد سماوي‌، ترجمه‌: عقيقي‌ بخشايشي‌، دفتر نشر نويد اسلام‌،قم‌، 1369 ش‌.

    5ـ خورشيد بر نيزه‌، دكتر نورالله‌ حسين‌خاني‌، انتشارات‌ مسعي‌ ـ نشر خيرالله‌، تهران‌، چاپ‌اول‌، 1379 ش‌.

    6ـ لهوف‌، سيد بن‌ طاووس‌، ترجمه‌: دكتر عقيقي‌ بخشايشي‌، دفتر نشر نويد اسلام‌، قم‌،چاپ‌ چهارم‌، 1378 ش‌.


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 ساعت 11:11 موضوع | لینک ثابت


    رسیده ایام محرم

    خبردار، ای عزاداران حسینون یاسی باشلاندی

     اولونسون عالمه اعلان حسینون یاسی باشلاندی

     

       گلیب محرم، آچلدی پرچم، کیمین وار عشقی عزایه گلسین

    دخیل اولانار، مریض اولانار، قرا گیلسین دوایه گلسین


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در چهارشنبه یازدهم دی 1387 ساعت 8:26 موضوع | لینک ثابت


    برای دیدن عکسهای ایام محرم به ادامه مطلب مراجعه فرمائید التماس دعا


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در دوشنبه نهم دی 1387 ساعت 7:29 موضوع | لینک ثابت


    آداب ماه محرم

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

     آداب ماه محرم  
    1- سزاوار است كه حال دوستان آل محمد صل الله عليه و آله در دهه اول محرم تغيير نموده و در دل و سيماى خود، آثار اندوه و درد اين مصيبتهاى بزرگ را آشكار نمايند.
    2- خوب است كه مقدارى از لذائذ زندگى را كه از خوردن و نوشيدن و حتى خوابيدن و گفتن به دست مى آيد، ترك نمايند و مانند كسى باشند كه پدر يا فرزند خود را از دست داده است .
    3- خوب است كه روز تاسوعا و عاشورا، ديدار با برادران دينى را ترك كرده و آن روز را روز گريه و اندوه خود قرار دهند.
    4- مستحب است كه در دهه اول محرم ، هر روز امام حسين عليه السلام را با زيارت عاشورا زيارت نمايند.
    5- سزاوار است كه اگر مى توانند مراسم عزادارى آن حضرت را در منزل خود با نيتى خالص بر پا نمايند و اگر نمى توانند در مساجد يا منازل دوستانش به برپايى اين مراسم كمك كنند.
    6- شايسته است كه هر روز مقدارى از اوقات خود را در مكانهاى عمومى به عزادارى بپردازد.
    7- مستحب است كه در آخر روز عاشورا، زيارت تسليت را بخوانند.
    8- يكى از اعمال مهم دهه اول ، دعاى اول ماه است و براى اينكه اول اين ماه ، اول سال بوده و از طرف ديگر دعاهاى قبل از وقت نيز تاءثير خاصى در برآورده شدن حاجات و رسيدن به امور مهم دارد؛ اين دعا تاءثير زيادى در سلامتى و دورى از آفات دينى و دنيايى آن سال و بهبودى حال و به دست آوردن نيكيها دارد.
    9- بهتر است كه در شب اول ، بعضى از نمازهايى را كه در اين شب وارد شده به مقدار حال و توانايى خود بخواند؛ حداقل دو ركعت نمازى را كه شامل حمد و يازده بار قل هو اللّه احد است را بخواند. بعد از آن ، دعايى را كه پيامبر صل الله عليه و آله بعد از اين نماز خوانده است و در كتاب اقبال نقل شده را بخواند و فرداى آن روز را روزه بگيرد. در روايت آمده است كسى كه چنين عملى را انجام بدهد مانند كسى است كه به مدت يك سال كارهاى خوب انجام داده و تا سال آينده محفوظ خواهد بود.
    10- مستحب است كه روز سوم را روزه بگيرد. در روايت آمده است : حضرت يوسف عليه السلام در اين روز از چاه خارج شد. و اگر كسى اين روز را روزه بگيرد، خداوند مشكل او را برطرف نموده و سختيها را بر او آسان مى نمايد.
    11- روايت شده است : مستحب است كه انسان تمام ماه را روزه بگيرد. و در مورد روزه روز تاسوعا و عاشورا روايت مخصوص داريم ، اما احتياط اين است كه روز عاشورا را روزه نگيرد ولى از خوردن و آشاميدن تا عصر خوددارى نمايد و آنگاه چيزى بخورد يا بياشامد؛ به جهت اين كه امام حسين عليه السلام و ياران حضرت در عصر از غصه هاى اين دنياى پست رهايى يافتند.
    12- از كارهايى مثل سرمه كشيدن و غير آن ، بهتر است پرهيز شود.
    13- مستحب است كه شب عاشورا تا صبح پيش قبر امام حسين عليه السلام بماند.
    14- از شيخ مفيد رحمة اللّه روايت شده است كه شب بيست و يكم محرم ، شب زفاف سرور تمام زنان جهان حضرت فاطمه عليه السلام است و به همين جهت روزه آن روز مستحب مى باشد.
    15- مستحب است كه در آخر ماه محرم محاسبه نفس ، استغفار و دعا براى اصلاح حال ، صورت پذيرد.
    (3)


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در دوشنبه نهم دی 1387 ساعت 7:20 موضوع | لینک ثابت


    تشت‌گذاری،سنت عزاداران حسینی اردبیل

     

    در فضای داخلی مساجد شهر اردبیل سکوهایی وجود دارد که روی آن‌ها تشت‌های بزرگ مسی و برنجی گذاشته می‌شود.

    این تشت‌ها که نزد عزاداران حسینی اردبیل از حرمت خاصی برخوردار هستند، در طول سال روی جایگاه ویژه‌شان می‌مانند تا سه روز مانده به آغاز ماه محرم در آیینی که خاص عزاداری شهر اردبیل است و به آن «تشت‌گذاری» گفته می‌شود، مورد استفاده قرار گیرند.شهر اردبیل از دوران قدیم تا چندی پیش، صاحب شش محلهء اصلی بوده که اهالی شهر با تعبیر «محلات ششگانه» از آن یاد می‌کنند. هر محلهء اصلی یا بزرگ نیز شامل کوچه‌ها و مساجد کوچک‌تری بوده که در زبان محلی به آن «خولا» (شاخه) گفته می‌شود. عزاداری ماه محرم در اردبیل از دیرباز توسط همین محلات ششگانه و شاخه‌های آن‌ها انجام می‌گرفته و اکنون نیز به همان ترتیب کهن، توسط محلات ششگانه و محلات تابع آن‌ها سامان می‌یابد.

    بیوک جامعی، پژوهشگر تاریخ اردبیل و عضو هیات امنای محلات ششگانهء شهر ضمن اشاره به این نکته که آیین تشت‌گذاری به مناسبت آغاز روزهای عزاداری شهدای کربلا، فقط در شهر اردبیل دارای سابقهء تاریخی است، در مورد این مراسم به خبرنگار «سرمایه» می‌گوید: «مراسم تشت‌گذاری از روز 27 ذیحجه تا اول ماه محرم، یعنی در فاصلهء سه روز در نزدیک به 200 مسجد اردبیل برگزار می‌شود. اولین تشت‌گذاری رسمی شهر روز 27ذیحجه، پس از نماز مغرب در مسجد جامع شهر صورت می‌گیرد و سپس طی روزهای باقیمانده تا آغاز ماه محرم، بقیهء محله‌ها هم اقدام به برگزاری این مراسم می‌کنند

    جامعی نحوهء تشت‌گذاری مسجد جامع اردبیل را این‌گونه شرح می‌دهد: «تشت‌گذاری مسجد جامع شهر توسط عزاداران حسینی محلهء «طوی» (یکی از محله‌های ششگانهء شهر) مدیریت می‌شود. چند روز مانده به 27 ذیحجه تعدادی از زنان محلهء طوی اقدام به نظافت مسجد جامع و شست‌وشوی تشت‌ها می‌کنند و سپس تشت‌ها را در گوشه‌ای از مسجد قرار می‌دهند. در مسجد جامع اردبیل به نشان شش محلهء اصلی شهر، شش تشت آب وجود دارد. در روز تشت‌گذاری مسجد جامع، علاوه بر عزاداران محلهء طوی و توابع آن، ریش سفیدها یا روسای و هیات امنای پنج محلهء دیگر نیز حضور می‌یابند. بعد از عزاداری حسینیان محلهء طوی و محله‌های تابع آن، تشت هر محله توسط نمایندهء همان محله، با کمک جوانان و در میان غلغله و ازدحام جمعیت به دوش گرفته می‌شود و روی سکویی که برای تشت‌ها در مسجد ساخته شده، قرار می‌گیرد. بعد از قرار گرفتن آخرین تشت روی سکوی مورد نظر، عزاداران حسینی کوزه‌های آب را بر دوش می‌گیرند و میان ازدحام عزاداران، آب آن‌ها را درون تشت‌ها خالی می‌کنند. عزاداران اردبیلی علاوه بر آن‌که‌ برای رفع تشنگی در طول 10 روز عزاداری از آب تشت‌ها می‌نوشند، به شفابخش بودن این آب نیز عقیده دارند و آن را به عنوان تبرک به خانه‌ها می‌برند تا بیماران‌شان هم از آن آب بنوشند البته با کم شدن آب باز هم آب تازه در تشت‌ها ریخته می‌شود که دیگر برای ریختن آب تازه شرایط خاصی وجود ندارد. روشن کردن شمع و خواندن دعای «فاتحه» نیز که دعای خاص آیین تشت‌گذاری است از دیگر برنامه‌های سنت تشت‌گذاری اردبیل به حساب می‌آید

    عضو هیات امنای محلهء طوی تفاوت تشت‌گذاری مسجد جامع با سایر محله‌ها و مساجد شهر را این‌طور بیان می‌کند: «فقط در تشت‌گذاری مسجد جامع است که شش تشت به نشان شش محله گذاشته می‌شود و ریش سفیدان پنج محلهء اصلی دیگر نیز حضور می‌یابند. در تشت‌گذاری مساجد دیگر فقط عزاداران یک محله یا یک مسجد به نشان همدلی حضور می‌یابند و تعداد تشت‌ها هم ثابت نیست. در هر حال باید گفت باشکوه ترین آیین تشت‌گذاری متعلق به مسجد جامع شهر است

    نویسندهء کتاب «آثار و ابنیهء تاریخی اردبیل» در مورد سابقهء تاریخی آیین تشت‌گذاری در اردبیل با اشاره به این نکته که سند تاریخی دقیقی در این خصوص به دست نیامده، می‌گوید: «بر اساس متن کامل و قدیمی دعای تشت‌گذاری که به صورت تلفیقی با استفاده از سه زبان فارسی، ترکی و عربی نوشته شده و نویسنده در آن به بزرگداشت سلاطین صفوی نیز پرداخته، می‌توان حدس زد آیین تشت‌گذاری ریشه در عصر صفویه داشته باشد اما آنچه مسلم می‌دانیم این است که در دورهء قاجاریه تشت‌گذاری در مسجد جامع اردبیل برگزار می‌شده البته در آن مقطع برای ریختن آب به درون تشت‌ها از مشک استفاده می‌کردند که اکنون مشک‌ها جای خود را به کوزه‌های آب داده‌اند

    جامعی در ادامه به نکتهء دیگری نیز اشاره دارد: «تشت‌گذاری در عصر قاجاریه فقط در مسجد جامع اردبیل برگزار می‌شد و سپس سایر محلات اصلی شهر نیز نسبت به انجام این مراسم اقدام کردند چنان‌که اکنون در 200 مسجد شهر اردبیل مراسم تشت‌گذاری برگزار می‌شود. علاوه بر این در سه دههء اخیر برگزاری مراسم تشت‌گذاری به سایر شهرهای استان اردبیل و بیش‌تر شهرهای استان‌های آذربایجان شرقی و غربی و چند شهر دیگر نیز تسری یافته. همچنین اردبیلی‌های مقیم تهران هم در آستانهء آغاز ماه محرم اقدام به برپایی آیین تشت‌گذاری می‌کنند. در هر حال تا جایی که می‌دانیم قدیمی ترین آیین تشت‌گذاری در مسجد جامع اردبیل و روز 27 ذی الحجه انجام شده است

    تشت‌گذاری نشانه چیست

    جامعی درخصوص تشت‌گذاری و علل انجام این کار چند احتمال را مطرح می‌کند. بنا به گفتهء وی تشت‌گذاری از یک طرف اهمیت مسالهء آب را نشان می‌دهد چراکه آب برای ساکنان منطقه همواره دارای اهمیتی فوق العاده بوده:«ایران کشوری نیمه خشک است و عراق و عربستان نیز کشورهایی خشک به حساب می‌آیند. پس به خودی خود آب برای ساکنان این مناطق مسالهء مهمی است. از طرف دیگر آب در حادثهء کربلا جایگاه ویژه‌ای دارد. براساس مدارک تاریخی احتمال می‌رود حسین بن علی، امام سوم شیعیان در شهریور ماه که به «خرماپزان» معروف است، مکه را به قصد عراق ترک کرده باشد. بر اساس روایت‌های تاریخی پیش از رسیدن حسین بن علی و یاران و اهل بیتش به کربلا، «حر» برای بار نخست در منطقه‌ای به اسم «زباله» راه را بر امام سوم شیعیان بسته و حرکت کاروان وی را متوقف می‌سازد. حسین‌بن علی همانجا، به‌رغم کمبود آب، دستور می‌دهد تشت‌هایی که همراه کاروان بوده را زمین بگذارند و آب مشک‌ها را درون تشت‌ها خالی کنند تا هم یاران خودش و هم سربازان حر از آن آب بنوشند و هر دو طرف، چارپایان‌شان را نیز سیراب سازند. این اتفاق هم می‌تواند یکی از دلایل ایجاد مراسم تشت‌گذاری محسوب شود. علاوه بر این اهمیت آب در روز‌های تاسوعا و عاشورا هم بر کسی پوشیده نیست

    اما بنا به اظهارات جامعی نیاز عزاداران حسینی به نوشیدن آب نیز مقولهء دیگری است که در بررسی ریشه‌های تشت‌گذاری نباید نسبت به آن بی توجه بود; چنانچه در قدیم که آب آشامیدنی را از چاه‌های سنگی مجاور شهر اردبیل کشیده و با گاری به شهر می‌آوردند، آب موجود در تشت‌ها که مدام نیز پر می‌شد، می‌توانست نیاز عزاداران به آب آشامیدنی را تامین کند. پژوهشگر تاریخ اردبیل در نهایت، بزرگداشت آب به یاد حرکت عاشورا را یکی از مهم‌ترین دلایل ایجاد آیین تشت‌گذاری عنوان کرده و تشت‌گذاری را رسمی‌ترین استقبال اردبیلی‌ها از روزهای عزاداری امام سوم شیعیان می‌داند. این مدرس دانشگاه همچنین به جایگاه اردبیل در عصر صفویه اشاره کرده و به سبب وجود مرقد شیخ صفی‌الدین، جد ششم شاه اسماعیل در این شهر، اردبیل را بعد از قم و مشهد به عنوان سومین شهر زیارتی ایران در عصر صفوی معرفی می‌کند. بنا به گفتهء وی تشکیل حکومت صفویه را باید اوج تجلی فرهنگ تشیع دانست و به دلیل این‌که شهر اردبیل خاستگاه صفویه به حساب می‌آمده، اردبیل صاحب سابقه‌ای عمیق در مقولهء عزاداری برای شهدای کربلا شده است

    Print                                                                       


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در یکشنبه هشتم دی 1387 ساعت 11:12 موضوع | لینک ثابت


    محرم الحرام

    فرا رسیدن ماه محرم الحرام بر تمام شیعیان جهان تسلیت باد .


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 15:40 موضوع | لینک ثابت


    مراسم استقبال از محرم

    هفتمین همایش برزگ استقبال از ماه محرم

    زمان :  ۲۵ ذیحجه  سال ۱۴۲۹   ۴ دی ماه ۸۷

    مکان : بعد از نماز مغرب و غشاء مسجد اعظم اردبیل

    مداحان : حاج شهروز حبیبی و استاد غفاری

    باهمکاری شهرداری و شورای اسلامی شهر اردبیل  

     

     

     


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در دوشنبه دوم دی 1387 ساعت 7:18 موضوع | لینک ثابت


    عفاف و حجاب...

     

    مقدمه

    صرف نظر از مباحثي چون ادله حجاب، محدوده حجاب اسلامي، فلسفه آن و مباحث ديگر، يكي

    از مباحث لازم در اين باره، بررسي پيشينه اين حكم است; به اين معنا كه آيا اسلام خود قانون و

    دستور خاصي براي پوشش زنان در برابر مردان نامحرم ارائه داده است يا نه، رسم موجود بين

    بانوان مسلمان ريشه اي ديرينه دارد؟ ضرورت طرح اين بحث از آن جا ناشي مي شود كه برخي

    مدعي شده اند: «ارتباط عرب با ايران از موجبات رواج حجاب در قلمرو اسلام شد» و معتقدند

    كه «حجاب رايج ميان مسلمانان عادتي است كه از ايرانيان، پس از مسلمان شدنشان به ساير

    مسلمانان سرايت كرد». برخي ديگر نيز گفته اند: «حجاب از ملل غير مسلمان روم و ايران به

    جهان اسلام وارد شده است».اين مقاله در صدد كشف اثبات اين مسئله است.



    مفهوم شناسي

    قبل از ورود به بحث لازم است معناي واژه حجاب و مقصود از حجاب بيان شود.



    مفهوم لغوي حجاب

    به گفته اهل لغت اين واژه به صورت متعدي و به معناي در پرده قرار دادن به كار مي رود. ابن

    دريد مي گويد: «حجبت الشيء. .. اذا سترته، و الحجاب: السِّتر...، احتجبت الشمس في السحاب

    اذا تستترت فيه. حجاب، پوششي است كه روي شيء را فرا مي گيرد و حجاب يعني پرده...،

    زماني كه خورشيد در ابر فرو مي رود عرب مي گويد: احتجبت الشمس في السحاب». فيومي

    اين واژه را چنين توضيح مي دهد:

    حجب فعلي متعدي است و به معناي مانع شدن به كار مي رود. به پرده، حجاب مي گويند، زيرا

    مانع از ديدن است، و به دربان، حاجب گفته مي شود، زيرا وي مانع از ورود افراد است. اين

    واژه در اصل بر موانع جسماني اطلاق مي گردد، ولي برخي مواقع به موانع معنوي نيز حجاب

    گفته مي شود.

    از گفتار اهل لغت مي توان نتيجه گرفت كه در زبان عرب، حجاب به پوششي گفته مي شود كه

    مانع از ديدن شيئي پوشانده شده مي شود. شهيد مطهري نتيجه تحقيقات لغوي خود را درباره اين

    واژه، چنين بيان مي كند:

    كلمه حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب، بيشتر استعمالش به معني

    پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه پرده وسيله پوشش است و شايد بتوان

    گفت كه به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نيست; آن پوشش حجاب ناميده مي شود كه از

    طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.

    اين واژه در قرآن و حديث نيز با عنايت به همين معناي لغوي به كار رفته و معناي خاصي پيدا نكرده است.

    شهيد مطهري مي فرمايد:

    در قرآن كريم در داستان سليمان غروب خورشيد را اين طور توصيف مي كند: «حتي توارت

    بالحجاب» يعني تا آن وقتي كه خورشيد در پشت پرده مخفي شد. تعبير حجاب با همين معنا در

    آيه 51 سوره شوري و نيز در آيه 53 سوره احزاب به كار برده شده است... . در دستوري كه

    امير المومنين(عليه السلام) به مالك اشتر نوشته است مي فرمايد: «فلا تطولن احتجابك عن

    رعيتك» يعني در ميان مردم باش كمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان كن. حاجب و

    دربان تو را از مردم جدا نكند بلكه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار ده.


    مفهوم اصطلاحي حجاب

    حجاب در علومي چون عرفان و طب و شايد ديگر علوم، اصطلاح خاصي دارداما در مسئله

    مورد بحث اين نوشتار كه مسئله اي فقهي است داراي معناي خاصي نيست. اين واژه در فقه در

    معناي لغوي خود كه همان پرده حائل ميان دو چيز باشد به كار رفته و معناي جديدي براي آن

    ايجاد نشده بود. در دوران متأخر اين واژه معناي اصطلاحي خاصي پيدا كرده و به پوشش خاص

    زنان اطلاق شده است.

     شهيد مطهري در اين باره مي فرمايد: استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن اصطلاح

    نسبتاً جديدي است. در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه ستر كه به معني پوشش است به

    كار مي رفته است .فقها چه در كتاب الصلوة و چه در كتاب النكاح كه متعرض اين مطلب

    شده اند كلمه ستر را به كار برده اند نه كلمه حجاب را.

    بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمي شد و ما هميشه همان كلمه پوشش را به كار مي

    برديم، زيرا چنان كه گفتيم معني شايع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به كار برده

    مي شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده كه عده زيادي گمان

    كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. پوشش

    زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و

    خود نمايي نپردازد. آيات مربوطه همين معني را ذكر مي كند و فتواي فقها هم مؤيد همين مطلب

    است... در آيات مربوطه، لغت حجاب به كار نرفته است. آياتي كه در اين باره هست چه در

    سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب حدود پوشش و تماس هاي زن و مرد را ذكر

    كرده است بدون آن كه كلمه حجاب را به كار برده باشد. آيه اي كه در آن كلمه حجاب به كار

    رفته است مربوط است به زنان پيغمبر اسلام.

    معناي اصطلاحي جديد اين واژه، عبارت است از پوششي كه زن در برابر نامحرمان بايد استفاده

    كند و از جلوه گري و خود نمايي بپرهيزد. در اين نوشتار نيز همين معناي اصطلاحي مورد نظر

    است، نه پرده نشيني زنان. ترديدي نيست كه حجاب در اين اندازه يكي از احكام مشترك اديان

    ابراهيمي و از احكام ضروري اسلام بوده و همه طوايف اسلامي بر آن اتفاق نظر دارند.

     


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در شنبه بیست و سوم آذر 1387 ساعت 10:25 موضوع | لینک ثابت


    نهم ذی الحجه

    از صداى سخن عشق، نديدم خوشتر
    يادگارى كه در اين گنبد دوار بماند

    خرقه ‏پوشان همگى مست گذشتند و گذشت
    قصه ماست كه بر هر سر بازار بماند

    ايام مسلميه، ايام شهادت حضرت مسلم بن عقيل (نهم ذى الحجه) پيشاهنگ نهضت كربلا و سفير امام حسين (ع) به سوى مردم كوفه و هاني بن عروه، از شيعيان با وفا و ميزبان و همرزم مسلم بن عقيل  را به سوگ مي نشينيم.

    وصال مسلم به ملكوت، او كه در عرفه شهيد شد تا دعاى عرفه مولى الكونين را تفسير كند و حماسه مسلم بودن و تسليم نشدن را بيافريند.

    به ياد روح بزرگ انسانهاى خود ساخته و پاکي که ايثارشان در راه خدا الهام بخش تعهد و فداكارى است. عظمت انسانى چهره ‏هاى پرفروغ تاريخ خونبار ما چون مسلم بن عقيل و هاني بن عروه، اسوه همه كسانى است كه در زندگى به هدف هايى والاتر از دنيا اعتقاد دارند و ارزشهاى متعالى را مى ‏جويند. انسانهاى نمونه از نظر ايمان، اخلاق، شهامت، جوانمردى و استقامت، هميشه زينت تاريخ بوده و هستند.

    «مسلم بن عقيل‏» يكى از اين چهره‏ هاست. شنيدن نام اين انسان والا و سرباز فداكار راه حق، ياد آور همه خوبيها، رشادتها و جوانمردي هاست; و خواندن زندگينامه اين سردار رشيد اسلام، درس آموز و الهام‏ بخش و سازنده است. حماسه مسلم‏بن عقيل در كوفه، پيش درآمدى بر نهضت عظيم عاشورا بود; و خود مسلم، پيشاهنگ نهضت‏ سيدالشهدا -عليه ‏السلام و سفير انقلاب كربلا و پيش مرگ حماسه تاريخ‏ ساز و جاويدان عاشورا بود.

    درباره مسلم، چه مى‏ توان گفت، جز بيان صداقت و رشادت و ايمانش؟ و چه مى ‏توان نوشت، جز فداكارى و حماسه و آزادگى ‏اش، و چه مى ‏توان شنيد جز عمل به وظيفه و اطاعت از امام و جهاد در راه حق تا مرز شهادت. و مسلم ‏بن عقيل كيست؟ تجسمى از ارزشهاى والاى مكتب; الگو و اسوه ‏اى از يك جوانمرد سلحشور و انقلابى پاكباخته و دل به راه خدا داده و سر به راه دوست ‏سپرده و قدم در راه‏ حق نهاده و با شهادت به معراج قرب پروردگار رسيده.

    مسلم‏ بن عقيل كيست؟

    در ميان جوانان برومند «بنى‏ هاشم‏» مسلم، فرزند عقيل يكى از چهره ‏هاى تابناك و شخصيتهاى بارز، به شمار مى‏رفت. «عقيل‏» برادر حضرت على(ع) و دومين فرزند ابوطالب بود. در ترسيم زير رابطه نسبى مسلم، آشكارتر است:

    ابوطالب: - طالب - عقيل - مسلم - جعفر - على - حسين بن على

    مسلم ‏بن عقيل، برادرزاده اميرالمؤمنين و پسر عموى حسين‏ بن على بود. دودمانى كه مسلم در آن رشد يافت، دودمان علم و فضيلت و شرف بود و خاندانى كه شخصيت انسانى و اسلامى مسلم در آن شكل گرفت، بهترين زمينه را براى تربيت و تكامل معنوى و حماسى مسلم فراهم كرد. از آغاز كودكى، در ميان جوانان بنى‏هاشم بخصوص در كنار امام حسن و امام حسين - عليهما السلام بزرگ شد و كمالات اخلاقى و بنيان ولايت و درسهاى حماسه و ايثار و شجاعت را بخوبى فرا گرفت. اجداد مسلم كسانى، چون «ابوطالب‏» و «فاطمه بنت اسد» بودند كه در فرزندان خويش، شجاعت و ايمان و دلاورى را به ارث مى‏گذاشتند و مسلم، شاخه‏اى پربار از اين اصل و تبار بود; و بنا به اصل وراثت، خصلتهاى برجسته را از نياكان خود به ارث برده بود.

    به نقل مورخان، در زمان حكومت آن حضرت (بين سالهاى 36 تا 40 هجرى) از جانب آن امام، متصدى برخى از منصبهاى نظامى در لشگر بوده است، از جمله در جنگ صفين، وقتى كه اميرالمؤمنين (ع) لشگر خود را صف آرايى مى‏كرد، امام حسن و امام حسين (ع) و عبدالله‏ بن جعفر و مسلم ‏بن عقيل را بر جناح راست ‏سپاه، مامور كرد.

    شناسنامه مسلم را، پيش از آن كه از نياكان و سرزمين وقبيله جستجو كنيم، بايد در فكر، عمل و زندگانى‏اش بيابيم; اين بهترين معرف مسلم است. مسلم، در دوران خلافت على (ع) در خدمت آن حضرت، مدافع حق بود و پس ‏از شهادت آن امام، هرگز از حق كه در خاندان او و امامت‏ دو فرزندش، حسنين -عليهما السلام تجسم پيدا كرده بود جدا نشد و عاقبت هم، جان پاكش را بر اين آستان فدا كرد.

    در دوران امامت ده ساله امام حسن مجتبى (ع) كه از سخت‏ ترين دوره ‏هاى تاريخ اسلام نسبت‏ به پيروان اهل‏بيت و طرفداران حق بود، مسلم با خلوص هر چه تمام در مسير حق بود و از باوفاترين ياران و از خواص اصحاب امام حسن محسوب مى‏شد. پس از شهادت امام مجتبى (ع) كه امامت ‏به حسين ‏بن على (ع) رسيد تا مرگ معاويه كه يك دوره ده ساله بود; باز مسلم را در كنار امام حسين (ع) مى‏بينيم. در اين دوره بيست‏ ساله، يعنى از شهادت على (ع) تا حادثه كربلا بسيارى از كسان يا مرعوب تهديدها شدند يا مجذوب زر و سيم و فريفته دنيا و صحنه حق را رها كردند و يا به معاويه پيوستند و يا انزواى بى‏دردسر را برگزيدند، ولى آنان كه قلبى سرشار از ايمان و دلى سوخته در راه حق داشتند و مسلمانى را در صبر و مقاومت و مبارزه در شرايط دشوار مى‏دانستند، امامان حق را تنها نگذاشتند و با زبان و مال و جان و فرزند، به فداكارى در راه خدا و جهاد فى سبيل الله پرداختند. ارزش و فضيلت پيروان حق در آن دوره، بخصوص وقتى آشكارتر مى‏شود كه به شرايط دشوار ديندارى و حق ‏پرستى در روزگار سلطه امويان آگاه باشيم.

    حضرت على (ع) از پيامبر اسلام حديثى را در مدح «عقيل‏» نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند:

    «من او را (عقيل را) به دو جهت دوست دارم: يكى، به خاطر خودش، و يكى هم به خاطر اين كه پدرش ابوطالب او را دوست مى‏داشت.» و در آخر، خطاب به على(ع) فرمود:

    «فرزند او -مسلم كشته راه محبت فرزند تو خواهد شد. چشم مؤمنان بر او اشك مى‏ريزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود مى‏فرستند.»

    معاويه، پس از بيست ‏سال سلطنت استبدادى مرد. يزيد، پس از معاويه بر سر كار آمد و با تهديد و تطميع بر اوضاع مسلط شد. مى‏خواست اباعبدالله الحسين(ع) را هم به بيعت وادار كند، كه سيدالشهدا، نپذيرفت و به طور مخفيانه، همراه با جمعى از خانواده خود، شبانه از مدينه بيرون آمد و به حرم خدا در مكه پناهنده شد، تا در ضمن آن، از فرصت مناسب ايام حج در جهت آگاهانيدن مردم، بهره بردارى كند.

    سال شصت هجرى بود. اقامت چهار ماهه امام حسين(ع) در مكه و برخورد با مردم و تشكيل اجتماعات و گفتگوها، مردم را با انگيزه و اهداف امام، از امتناع از بيعت‏ با يزيد، آشنا كرد; بخصوص مردم كوفه از اقدام انقلابى امام حسين(ع) خوشحال و اميدوار شدند. مردم كوفه، خاطره حكومت چهارساله علوى را به ياد داشتند و در اين شهر، شخصيتهاى برجسته و چهره ‏هاى درخشانى از مسلمانان متعهد و ياران اهل‏ بيت ‏بودند. از اين رو نامه‏ ها و طومارهاى مفصلى با امضاى چهره هاى معروف شيعه در كوفه و بصره به امام حسين(ع) نوشتند، كه تعداد اين نامه‏ ها به هزاران مى‏رسيد. كوفيان، گروهى را هم به نمايندگى از طرف خود به سركردگى «ابوعبدالله جدلى‏» به نزد آن حضرت فرستادند و نامه ‏هايى همراه آنان ارسال كردند.

    در ميان نامه ‏ها و امضاها، نام شخصيتهاى بزرگى از كوفه همچون «شبث‏ بن ربعى‏» و «سليمان‏ بن صرد» و «مسيب‏ بن نجبه‏» و... به چشم مى‏خورد كه از آن حضرت مى‏خواستند مردم را به بيعت‏ با خود دعوت كند و به كوفه بيايد و يزيد را از خلافت‏ خلع كند.

    امام، تصميم گرفت در مقابل اصرار و دعوتهاى مكرر مردم كوفه، عكس ‏العمل نشان داده و اقدامى كند. براى ارزيابى دقيق اوضاع كوفه و ميزان علاقه و استقبال مردم و تهيه مقدمات لازم و شناسايى و سازماندهى و تشكل نيروهاى انقلابى، ضرورى بود كه كسى قبلا به كوفه رفته و اين ماموريت را انجام دهد و گزارشى دقيق از وضعيت‏ شهر و مردم، به او بدهد.

    حضرت حسين‏ بن على(ع) مناسبترين فرد براى اين ماموريت محرمانه را «مسلم ‏بن عقيل‏» ديد، كه هم آگاهى سياسى و درايت كافى داشت، و هم تقوا و ديانت، و هم خويشاوند نزديك امام بود. به نمايندگانى كه از كوفه آمده بودند، فرمود: من، برادر و پسر عمويم (مسلم) را با شما به كوفه مى‏فرستم، اگر مردم با او بيعت كردند; من نيز خواهم آمد.

    اين كه امام از مسلم به عنوان «برادرم‏» و «فرد مورد اعتمادم‏» نام مى‏برد، ميزان اعتبار و لياقت و كفايت مسلم‏ بن عقيل را مى‏رساند. آن گاه مسلم را طلبيد و به او فرمود: به كوفه مى‏روى، اگر ديدى كه دل و زبان مردم يكى است و آنچنان كه در اين نامه‏ ها نوشته‏ اند متحدند و مى‏توان به وسيله آنان اقدامى كرد، نظر خودت را بر من بنويس و مسلم را وصيت و سفارش كرد، به اين كه:

    پرهيزكار و با تقوا باش; نرمش و مهربانى به كار ببر; فعاليتهاى خود را پوشيده ‏دار; اگر مردم، يكدل و يك جان بودند و در ميانشان اختلافى نبود، مرا خبر كن.

    اعزام مسلم و فرستادن اين پيام به كوفه، پاسخى به همه نامه‏ ها و دعوتها و طومارها بود. محتواى پيام امام، در اين چند محور، خلاصه مى‏شود:

    1 - تاييد كامل از مسلم به عنوان برادر، پسر عمو و نماينده ه‏اى مورد اطمينان.

    2 - محدوده مسؤوليت مسلم در كوفه نسبت‏ به ارزيابى وحدت كلمه و صداقت مردم.

    3 - پاسخى به دعوتهاى مكرر، به عنوان اتمام حجت.

    4 - درخواست از مردم براى حمايت و اطاعت از مسلم.

    مسلم با گرفتن دو راهنما از مكه به سوى كوفه حركت كرد. و اينك، مسلم، با شهرى رو به روست، حادثه‏ خيز و پر ماجرا و با گرايشهاى مختلف; شهرى با افكار گوناگون كه اگر چه بظاهر آرام است،اما آرامش قبل از طوفان را مى‏گذراند.

    شيعيان، دسته دسته به خانه مختار مى‏آمدند و با مسلم ديدار و بيعت مى‏كردند و مسلم هم نامه امام حسين(ع) را خطاب به مؤمنان و مسلمانان كوفه براى هر جماعتى از آنان مى‏خواند.

    روز به روز بر تعداد هواداران امام حسين(ع) كه با نماينده‏اش مسلم، بيعت مى‏كردند افزوده مى‏شد تا اين كه پس از چند روز، به هزاران نفر مى‏رسيد.

    با وجود اين همه بيعت گران‏ جان بر كف و انقلابي هاى آماده براى هرگونه فداكارى در راه حمايت ‏حسين(ع) و بر انداختن حكومت‏ يزيد، مسلم‏ بن عقيل، طى نامه‏اى اوضاع را به امام گزارش داد و با بيان شرايط و زمينه مساعد براى نهضت از امام خواست كه به سوى كوفه بشتابد.

    كنون مسلم، نگينى در ميان حلقه انبوه ياران است حضورش مايه دلگرمى اميدواران است شكوه و هيبتى دارد، ميان كوفيان جايى و محبوبيتى دارد، و هر شب، صحبت از جنگ است، سخن از شستشوى لكه‏ هاى ذلت و ننگ است كلام از شور جانسوز حقيقت هاست، ز «رفتن‏» ها و «ماندن‏» هاست. ولى دوران آن كم بود و كم پاييد، تمام شعله‏ ها ناگه فرو خوابيد...

    يزيد براى حفظ سلطه و حاكميت‏ بر كوفه عنصر ناپاك و سفاك و خشنى همچون «عبيدالله بن زياد» را كه حاكم بصره بود، انتخاب كرد. «ابن‏ زياد» با حفظ سمت، والى كوفه نيز شد. ماموريت ابن‏ زياد آن بود كه به كوفه برود و مسلم را دستگير كند و سپس او را محبوس يا تبعيد كند، يا به قتل برساند.

    مردمى كه با مسلم بيعت كرده و در انتظار آمدن حسين بن على(ع) به كوفه بودند، با ورود ابن‏ زياد به كوفه، وضعى ديگر پيدا كردند. فردا صبح كه مردم براى نماز جماعت‏ به مسجد آمدند، ابن زياد از دارالاماره بيرون آمد و در سخنان خود، خطاب به مردم گفت: «... اميرالمؤمنين يزيد، مرا فرمانرواى شهر و اين مرز و بوم و حاكم بر شما و بيت‏ المال قرار داده است و به من دستور داده كه با ستمديدگان، انصاف و با محرومان بخشش داشته باشم و به فرمانبرداران نيكى كنم و با متهمان به مخالفت و نافرمانى با شدت و با شمشير و تازيانه رفتار كنم. پس هر كس بايد بر خويش بترسد. راستى گفتارم هنگام عمل ‏روشن مى ‏شود; به آن مرد هاشمى (مسلم‏ بن عقيل) هم برسانيد كه از خشم و غضب من بترسد.»

    از اين پس، مجراى بسيارى از حوادث، دگرگون شد و اوضاع برگشت. ابن‏ زياد، رؤساى قبايل و محله ها را طلبيد و برايشان صحبتهاى تهديد آميز كرد و از آنان خواست كه نام مخالفان يزيد را به او گزارش دهند، و گرنه خون و مال و جانشان به هدر خواهد رفت.

    حزب اموى، كه مى‏رفت‏ بساطش نابود و برچيده گردد، ديگر بار جان گرفت و آن تهديدها و تطميع ‏ها و فريبكاريها و تبليغ هاى دامنه‏ دار، تاثير خود را بخشيد و والى جديد، توانست‏ با قدرت و قوت و با تمام امكانات جاسوسى و خبرگيرى و خبر رسانى، جوى از وحشت و ارعاب را فراهم آورد. با دستگيريها و خشونت ها و برخوردهاى تندى كه انجام داد، بر اوضاع مسلط شد و ورق برگشت.

    مسلم بن عقيل، در خانه «مختار» بود كه صحنه حوادث به صورتى كه ياد شد، پيش آمد. از آن جا كه ابن ‏زياد، براى سركوبى انقلابي ها به دنبال رهبر اين نهضت; يعنى مسلم مى‏گشت، مسلم مى ‏بايست جاى امن تر و مطمئن ترى انتخاب كند. اين بود كه مقر و مخفيگاه خود را تغيير داد و به خانه «هانى‏» رفت.


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در شنبه شانزدهم آذر 1387 ساعت 7:30 موضوع | لینک ثابت


    شهادت امام محمد باقر

    شهادت امام محمد باقر علیه السلام بر همگان تسلیت باد

     

    شناسنامه امام محمد باقر علیه السلام

    امام محمد باقر (ع) در روز جمعه غره ماه رجب سال 57 هجری در مدینه به دنیا آمد و در روز دوشنبه هفتم ذی حجه سال 114 هجری، در همان شهر بدرود حیات گفت. بنابراین، آن حضرت 57 سال در این جهان زیست. از این مدت چهار سال با جدش امام حسین (ع) و پس از وی 35 سال با پدرش زندگی کرد و هیجده سال بقیه عمرش را به تنهایی به سر برد. بنابر روایتی که در کافی از قول امام صادق (ع) نقل شده است. امام باقر (ع) در مدت امامت‏خود چند صباحی از خلافت ولید بن عبد الملک و نیز خلافت‏سلیمان بن عبد الملک و عمر بن عبد العزیز و یزید بن عبد الملک را درک کرد

    به همین دلیل یک طرح آماده کردم که دیدنش خالی از لطف نیست

     

    برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان صلوات

     

    برای دیدن عکس در اندازه و کیفیت اصلی روی عکس کلیک کنید.

     

    شهادت امام محمد باقر (ع)


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در شنبه شانزدهم آذر 1387 ساعت 7:5 موضوع | لینک ثابت


    دعا براي تعجيل فرج

     

    امام زمان (عج) : «أكثِرُوا الدُّعاءَ بتَعجيلِ الفَرَجِ فإنَّ ذَلكَ فَرَجُكُم»     صدوق،كمال الدين ، ج 2 ، ص 485

    براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيد، چرا كه فرج شما در فرج من است.

     

    داروهاي دردهاي ما

    دعا براي تعجيل فرج امام زمان (عج) ، فوائد و بركات بيشمار ديگري را نيز در بر دارد كه خلاصه وار عبارتند از: 1.جلو افتادن وقت ظهور؛ 2.ايمني از دامهاي شيطان و نجات از فتنه هاي آخرالزمان؛ 3.دعاي امام زمان (عج) در حق دعا كننده؛ 4.وسعت روزي و دوري از فقر؛ 5.دفع بلاها و مصيبت ها؛ 6.محشور شدن در زمره ائمه اطهار عليه السّلام؛ 7.قرار گرفتن در درجه امير مؤمنان علي عليه السّلام؛ 8. تعجيل در امر فرج امام زمان عليه السّلام؛ 9. ثواب خونخواهي امام حسين عليه السّلام؛ 10. رجعت و بازگشت به دنيا در زمان ظهور امام زمان(عج)؛ 11. اشراق نور امام در قلب دعا كننده؛ 12. تشرف به ديدار آن حضرت در خواب يا بيداري.   

                                              موسوي اصفهاني ،محمد تقي، مكيال المكارم، في فوائد الدعا للقائم، ج2     

     

    دعاي تعجيل فرج ، دواي دردهاي ما است. در روايت است كه در آخرالزمان همه هلاك مي شوند، مگر كساني كه براي تعجيل فرج دعا كنند... قطعاً اگر كساني در دعا جدي و راستگو باشند، مثل ما چشم بسته نخواهند ماند.                         آيت الله العظمي بهجت                                                      آيت الله العظمي بهجت  

    ذكر صلوات پس از نمازهاي واجب

    امام صادق عليه السّلام :« مَن قَالَ بَعدَ صَلوةِ الفَجر وَ بَعدَ صَلَوةِ الظُّهرِ : اللهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمُّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم لَم يَمُت حَتَّي يُدرِكَ القَائِمِ مِن آلِ مُحَمَّدٍ» 

                                                                         علامه مجلسي ، بحار الانوار،ج86، ص77،ح11.

    هر كس پس از نماز صبح و نماز ظهر بگويد :" اللهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمُّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم" نخواهد مُرد تا آنكه قائم آل محمد را درك نمايد.

     

    راه وصال

    ذكر صلوات بر محمد و آل محمد عليه السّلام ، داراي آثار وضعي و تكويني در وجود آدمي است. اين آثار و بركات پر شمار عبارتند از : حسن خلق، طهارت و نورانيت روحي، پاكي از رذائل اخلاقي، آراستگي به فضائل اخلاقي، آمرزش گناهان، قبولي اعمال، استجابت دعا، درود و صلوات خداوند و ملائكه الهي.

    صلوات اگر بهمراه «وَعَجِّل فَرَجَهُم» گفته شود، لياقت ، طهارت ، نورانيت و سعه وجودي لازم براي ديدار و ياري امام زمان ارواحنافداه را در وجود فرستنده صلوات فراهم مي آورد به تو صيه بزرگان مناسب است كه هر روز 110 صلوات بهمراه «وَعَجِّل فَرَجَهُم و فَرَجَنا بِهِم» به نيت سلامتي و تجيل در فرج امام زمان ارواحنافداه فرستاده شود.

     


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 ساعت 9:42 موضوع | لینک ثابت


    ترین های دنیا

    ترین های دنیا

    سازنده‌ترين كلمه گذشت است، آن را تمرين كن.
    پرمعني‌ترين كلمه «ما» است، آن را به كار ببر.
    عميق‌ترين كلمه «عشق» است، به آن ارج بنه.
    بي‌رحم‌ترين كلمه "تنفر" است، از بين ببرش.
    خودخواهانه‌ترين كلمه "من" است، از آن حذر كن.
    ناپايدارترين كلمه "خشم" است، آن را فرو ببر.

    بازدارنده‌ترين كلمه "ترس" است، با آن مقابله كن.
    با نشاط ترين كلمه "كار" است، به آن بپرداز.
    پوچ‌ترين كلمه "طمع" است، آن را بكش.
    سازنده‌ترين كلمه "صبر" است، براي داشتنش دعا كن.
    روشن‌ترين كلمه " اميد" است، به آن اميدوار باش.
    ضعيف‌ترين كلمه "حسرت" است، آن را نخور.

    تواناترين كلمه " دانش " است، آن را فراگير.
    محكم‌ترين كلمه "پشتكار" است، آن را داشته باش.
    سمي‌ترين كلمه "شانس" است، به اميد آن نباش.
    لطيف‌ترين كلمه "لبخند" است، آن را حفظ كن.
    ضروري‌ترين كلمه "تفاهم" است، آن را ايجاد كن.
    سالم‌ترين كلمه "سلامتي" است، به آن اهميت بده.
    اصلي‌ترين كلمه اعتماد است، به آن اعتماد كن.

    دوستانه‌ترين كلمه "رفاقت" است، از آن سوءاستفاده نكن.
    زيباترين كلمه "راستي" است، با آن رو راست باش.
    زشت‌ترين كلمه "دورويي"است، يك رنگ باش.
    ويرانگرترين كلمه "تمسخر" است، دوست داري با تو چنين شود؟
    موقرترين كلمه "احترام" است، برايش ارزش قايل شو.
    آرام‌ترين كلمه " آرامش" است، به آن برس.

    عاقلانه‌ترين كلمه "احتياط" است، حواست را جمع كن.
    دست و پاگيرترين كلمه "محدوديت" است، اجازه نده مانع پيشرفت بشود.
    سخت‌ترين كلمه "غير ممكن" است، وجود ندارد.
    مخرب‌ترين كلمه "شتابزدگي" است، مواظب پُل‌هاي پشت سرت باش.
    تاريك‌ترين كلمه "ناداني" است، آن را با نور علم روشن كن.
    كشنده‌ترين كلمه "اضطراب" است، آن را ناديده بگير.

    صبورترين كلمه "انتظار" است، منتظرش بمان.
    قشنگ‌ترين كلمه "خوشرويي" است، راز زيبايي در آن نهفته است.
    تميزترين كلمه "پاكيزگي" است...
    رساترين كلمه "وفاداري" است، سر عهدت بمان.
    تنهاترين كلمه "گوشه‌گيري" است، بدان كه جمع هميشه بهتر از فرد بودن است.
    هدفمندترين كلمه "موفقيت" است، پس پيش به سوي آن...



     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 ساعت 8:0 موضوع | لینک ثابت


    حضرت علی اصغر علیه السلام

     

    يكى از فرزندان امام حسين‏ (ع) كه شير خوار بود و از تشنگى، روز عاشورا بى تاب‏ شده بود. امام، خطاب به دشمن فرمود: از ياران و فرزندانم، كسى جز اين كودك نمانده ‏است. نمی ببينيد كه چگونه از تشنگى بى تاب است؟ در"نفس المهموم" آمده است كه‏ فرمود: " ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل‏"در حال گفتگو بود كه تيرى از كمان حرمله ‏آمد و گوش تا گوش حلقوم على اصغر (ع) را دريد. امام حسين‏(ع‏) خون گلوى او را گرفت و به آسمان پاشيد.(1)

    در كتابهاى مقتل، هم از"على اصغر"(ع) ياد شده،هم از طفل رضيع (كودك‏ شيرخوار)و در اينكه دو كودك بوده يا هر دو يكى است، اختلاف است.

    در زيارت ناحيه مقدسه، درباره اين كودك شهيد، آمده است: "السلام على عبد الله بن ‏الحسين، الطفل الرضيع، المرمى الصريع، المشحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح‏ بالسهم فى حجر ابيه، لعن الله راميه حرملة بن كاهل الاسدى‏".(2) و در يكى از زيارتنامه‏ هاى ‏عاشورا آمده است:" و على ولدك على الاصغر الذى فجعت به" ز اين كودك،با عنوانهاى‏ شيرخواره، شش ماهه، باب الحوايج، طفل رضيع و...ياد می ‏شود و قنداقه و گهواره از مفاهيمى است كه در ارتباط با او آورده می ‏شود.

    طفل شش ماهه تبسم نكند پس چه كند   

        آنكه بر مرگ زند خنده، على اصغر توست

    "على اصغر، يعنى درخشانترين چهره كربلا، بزرگترين سند مظلوميت و معتبرترين ‏زاويه شهادت... . چشم تاريخ، هيچ وزنه ‏اى را در تاريخ شهادت، به چنين سنگينى نديده‏ است."(3) على اصغر را باب الحوائج می ‏دانند،گر چه طفل رضيع و كودك كوچك است، امّا مقامش نزد خدا والاست. (4)

    در گلخانه شهادت را می گشايد كليد كوچك ما


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 7:49 موضوع | لینک ثابت


    ِزندگی نامه امام محمد تقی

    شهادت امام محمد تقی جواد الائمه بر شعیان جهان تسلیت باد

    امام محمد تقی(ع)

    اظهار چيزى قبل از آن كه محكم و پايدار شود سبب تباهى آن است


    حضرت امام محمد تقی جوادالأئمه (ع )

    امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجری در مدينه ولادت يافت . نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقی است . القاب ديگری مانند : رضی و متقی نيز داشته ، ولی تقی از همه معروفتر مي باشد . مادر گرامي اش سبيکه يا خيزران است که اين دو نام در تاريخ زندگی آن حضرت ثبت است . امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت . مأمون خليفه عباسی که همچون ساير خلفای بنی عباس از پيشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت ، سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد . " از اينجا بود که مأمون نخستين کاری که کرد ، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبی دايمی و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد .
    رنجهای دايمی که امام جواد (ع ) از ناحيه اين مأمور خانگی برده است ، در تاريخ معروف است " . از روشهايی که مأمون در مورد حضرت رضا (ع ) به کار مي بست ، تشکيل مجالس بحث و مناظره بود . مأمون و بعد معتصم عباسی مي خواستند از اين راه - به گمان باطل خود - امام (ع ) را در تنگنا قرار دهند . در مورد فرزندش حضرت جواد (ع ) نيز چنين روشی را به کار بستند . به خصوص که در آغاز امامت هنوز سنی از عمر امام جواد (ع ) نگذشته بود . مأمون نمي دانست که مقام ولايت و امامت که موهبتی است الهی ، بستگی به کمی و زيادی سالهای عمر ندارد . باری ، حضرت جواد (ع ) با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذر بود ، و در دوره ای که فرقه های مختلف اسلامی و غير اسلامی در ميدان رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگی در اين دوران ، زندگی مي کردند و علوم و فنون ساير ملتها پيشرفت نموده و کتابهای زيادی به زبان عربی ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود ، با کمی سن وارد بحثهای علمی گرديد و با سرمايه خدايی امامت که از سرچشمه ولايت مطلقه و الهام ربانی مايه گرفته بود ، احکام اسلامی را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعليم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسياری پاسخ گفت . برای نمونه ، يکی از مناظره های ( = احتجاجات ) حضرت امام محمد تقی (ع ) را در زير نقل مي کنيم : " عياشی در تفسير خود از ذرقان که همنشين و دوست احمد بن ابی دؤاد بود ، نقل مي کند که ذرقان گفت : روزی دوستش ( ابن ابی دؤاد ) از دربار معتصم عباسی برگشت و بسيار گرفته و پريشان حال به نظر رسيد . گفتم : چه شده است که امروز اين چنين ناراحتی ؟ گفت : در حضور خليفه و ابوجعفر فرزند علی بن موسی الرضا جريانی پيش آمد که مايه شرمساری و خواری ما گرديد . گفتم : چگونه ؟ گفت : سارقی را به حضور خليفه آورده بودند که سرقتش آشکار و دزد اقرار به دزدی کرده بود . خليفه طريقه اجرای حد و قصاص را پرسيد . عده ای از فقها حاضر بودند ، خليفه دستور داد بقيه فقيهان را نيز حاضر کردند ، و محمد بن علی الرضا را هم خواست .


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در شنبه نهم آذر 1387 ساعت 8:16 موضوع | لینک ثابت


    اول ذی الحجه ازدواج دو فرشته آسمانی

    به بهانه اول ذی الحجه ازدواج دو فرشته آسمانی


     

    حلول ماه ذی الحجه

    و

    سالروز ازدواج مرد

    مردستان ‌‌مولا علی(ع) و

    بانوی آسمانی  خانوم فاطمه

     زهرا(س) شادباش 

    درس‌هايي از ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علي (ع)

     

    در شب عروسی علی و فاطمه علیهماالسلام، وقتی آفتاب غروب کرد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد فاطمه علیهاسلام را برای رفتن به خانه شوهر آماده کنند و به زنان مهاجر و انصار و دختران عبدالمطلب فرمود او را همراهی کنند و با خوشحالی شعر بخوانند و تکبیر بگویند، ولی چیزی را که موجب ناخشنودی خداوند است به زبان نیاورند.
    فاطمه علیهاسلام را سوار ناقه‏ای کردند و زمام آن را
    سلمان در دست گرفت.
    رسول خدا و
    حمزه و عقیل و جعفر و افراد دیگری از اهل بیت به دنبال ناقه عروس به راه افتادند. در این هنگام جبرئیل و میکائیل و اسرافیل با جمع زیادی از ملائکه به زمین نازل شدند.

    جبرئیل تکبیری سر داد. میکائیل و اسرافیل، و سپس همه ملائکه تکبیر گفتند. رسول خدا هم تکبیر گفت و سلمان هم پس از او تکبیر گفت، و به این ترتیب، تکبیر گفتن در شب عروسی « سنت » شد. وقتی به خانه علی علیه السلام رسیدند، رسول خدا چادر را از صورت زیبای زهرا علیهاسلام کنار زد و دست او را گرفت و در دست علی علیه السلام گذاشت و فرمود:«خداوند به تو مبارک گرداند. ای علی، فاطمه برای تو همسری خوب است و ای فاطمه، علی هم برای تو خوب شوهری است؛ به خانه خود بروید تا من بیایم.»

    از ماجراي ازدواج حضرت علي‌عليه‌السلام و حضرت فاطمه‌عليهماالسلام نکات بسيار جالبي را مي‌آموزيم که اگر خواهان سعادتيم و پيروي راستين اسلام، بايستي تا مرز توان تلاش کنيم تا مراحل اول ازدواج بر مبناي صحيحي صورت گيرد، و دوم آنکه ساده‌ زيستي در تمام شوون زندگي جامعه و بخصوص ازدواج راه يابد، و گرنه قيد و بندهاي اجتماعي در امر ازدواج که بيشتر نشأت گرفته از فرهنگ غير اسلامي و يا ساخته و پرداخته ي ذهن‌هاي کوتاه مادي و اشرافي است چون غل و زنجير بر دست و پاي جوانان و والدين آنها مي‌افتد و هر روز اين غل و زنجير بزرگتر و سنگين‌تر مي‌شود، تا جايي که امکان هر نوع حرکت صحيحي را مي‌گيرد و حيات جامعه را به سوي نابودي مي‌کشاند، و بر فساد و نابساماني‌هاي رواني و مشکلات اخلاقي مي‌افزايد.

    درس‌هائي که از ازدواج حضرت علي و فاطمه زهرا عليهماالسلام مي‌گيريم از اين قرار است:

    1- کفو و همتا بودن:

    يکي از اصول اساسي و رازهاي موفقيت ازدواج، کفو و همتا بودن دختر و پسر با هم است، زيرا تنها در صورت همتا و همشأن بودن دو زوج است که درک متقابل آنان از يکديگر امکان‌پذير است.

    برخي تصور مي‌کنند کفويت تنها به شرائط ظاهري از قبيل مسائل نژادي و يا وضعيت مادي و رفاهي بستگي دارد. در صورتي که چنين نيست، بلکه همتايي و هم سوئي آرمان‌ها، خواست‌ها و تمايلات روحي و رواني افراد، ميزان آگاهي‌هاي علمي و ديني و ميزان تعهد عملي به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ويژگي‌هاي اخلاقي و فرهنگي است.

    اگر مسئله همتايي نبود، بدون ترديد دختران زيبايي در مدينه بودند که از ازدواج با حضرت علي عليه‌السلام خرسند مي‌شدند. اما او حتي از آنان خواستگاري هم نکرد و براي حضرت فاطمه عليهماالسلام نيز خواستگاران فراواني بودند امّا حضرت فاطمه عليهماالسلام و پيامبرصلي‌الله عليه و‌آله به اين وصلت‌ها راضي نشدند تنها حضرت فاطمه عليهماالسلام و روح والاي او بود که زيبايي‌ها و شکوه معنوي حضرت علي‌عليه‌السلام را درک مي‌کرد . در اين مورد پيامبر اکرم صلي‌الله عليه وآله فرمودند: اگر خدا علي را نمي‌‌آفريد براي فاطمه کفو و همتايي وجود نداشت. (1)

    2- خواستگاري بدون واسطه

    خواستگاري بدون هيچ تشريفات و حضور واسطه انجام شد و حضرت علي‌عليه‌السلام شخصاً به خواستگاري حضرت فاطمه عليهماالسلام از پيامبر صلي‌الله عليه وآله اقدام نمود.

    3- شرط اول : رضايت دختر

    پيامبر گرامي صلي‌الله عليه وآله بدون رضايت دخترش حضرت فاطمه عليهاالسلام به خواستگار پاسخ مثبت نداد.

    4- قناعت

    در تهيه جهيزيه به ضروري‌ترين و ابتدائي‌ترين وسائل زندگي در آن عصر بسنده شد، از سيرت پيامبر اسلام صلي‌الله عليه وآله مي‌آموزيم که بايستي در الگوي مصرف تجديد نظر کنيم و در زندگي فناپذير و زودگذر دنيا به حداقل ممکن قناعت ورزيم تا از گذرگاه پرهياهوي زندگي سبکبار بگذريم و تن به بردگي اين و آن ندهيم.

    مگر حضرت فاطمه عليها‌السلام دختر پيامبر صلي‌الله عليه وآله رهبر بي‌نظير مسلمانان نبود؟ مگر از نژاد بني‌هاشم يعني اصيل‌ترين و شريف‌ترين تيره‌هاي عرب به حساب نمي‌آمد؟ مگر مادرش حضرت خديجه عليهما‌السلام ثروتمندترين زن عرب در عصر خويش نبود؟ مگر از همه جهات علمي فردي آگاهتر و انديشمندتر از همگان نبود؟ مگر پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه‌ وآله نمي‌توانست جهيزيه زيادي را همراه دخترش کند؟

    پاسخ همه اين سوالات «مثبت» است اما منش و روش پيامبر عظيم ‌الشأن اسلام صلي‌الله عليه و‌آله و خاندانش بر ساده‌ زيستي استوار است . (2)

    متأسفانه در برخي خانواده‌ها به خصوص قشر مرفه جامعه جهيزيه دخترانشان نمايشگاه بين‌المللي کاملي است از لوازم خانگي داخلي و خارجي که برقش چشم‌هاي ظاهربين را خيره مي‌کند.

    5- مهيا کردن خانه براي ورود عروس

    اکنون ببينيم علي بن ابيطالب عليه‌السلام شهسوار اسلام و محبوب‌ترين مردان و نزديکترين آنان در نزد خدا و رسول خدا چه داشت و چه تهيه کرد:

    ابن شهر آشوب در مناقب نقل مي‌کند: که حضرت علي‌عليه‌السلام نيز اتاق خود را براي عروسي آماده کرد. بدين ترتيب که:

    ابتدا مقداري ماسه کف اطاق پهن کرد و چوبي هم تهيه نمود به دو طرف اتاق وصل کرد تا لباس‌هاي خود را روي آن بيندازد، و يک پوست گوسفند هم کف اتاق انداخت، و يک بالش نيز که داخلش را از ليف خرما پر کرده بودند در آنجا نهاد.

      


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در دوشنبه چهارم آذر 1387 ساعت 10:50 موضوع | لینک ثابت


    تشبیه وجود اقدس امام زمان(عج)به آفتاب پنهان در ابر به اموری چند است

    علت تشبیه امام غائب به خورشید پنهان در ابر

       

    سلام اي انتظــار انتظـــارم                                                    سلام اي رهبر و اي يادگارم

      سلامم بر تو اي فرزند زهرا                                                   سلامم بر تو اي نـــاجي دنيا

      

    تشبیه وجود اقدس امام زمان(عج)به آفتاب پنهان در ابر به اموری چند است:

     


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ساعت 6:34 موضوع | لینک ثابت


    سلام علي آل ياسين

     
    بیاید خودمان را برای ظهورش آماده سازیم.... یا مهدی ادرکنی...

    يا اباصالح المهدي ادركني...

    چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

    چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

    خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن

    خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

    برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم نه

    ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

    تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام ...

    دوباره صبح ٫ ظهر ٫ نه ! غروب شد نیامدی

    اللهم عجل لوليك الفرج...........


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 9:25 موضوع | لینک ثابت


    سفارشات آيت الله بهجت

     ترك گناه؛ كلید سعادت دنیا و آخرت

    نصیحت‌های آیة الله بهجت مدظله العالي

    آيت الله بهجت

    ( من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم ) ؛ ( [من عمل بما علم] کفی ما لم یعلم ) ؛ ( والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا . )

    آنچه می‌دانید، عمل کنید؛ و در آنچه نمی‌دانید؛ احتیاط کنید تا روشن شود؛ و اگر روشن شد، بدانید که بعض معلومات را زیر پا گذاشته‌اید؛ طلب موعظه از غیر عامل (كسی كه به دانسته هایش عمل نمی‌كند) ، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظی را شنیده‌اید و می‌دانید، عمل نکردید، وگرنه روشن بودید.

    همه می‌دانند که رساله‌ي عملیه را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند، و تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ و همچنین مدارک شرعیه را اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمی‌توانند بگویند:

    ما نمی‌دانیم چه بکنیم و چه نکنیم

    از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسب اوقات و امکنه، در تعقیبات و غیر آنها؛ و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زیارت علما و صلحاء و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول(صلی الله علیه و آله) است و باید روز به روز، مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.

    و بر عکس، کثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریکی قلب و (دوری) از عبادت و زیارات است؛ از این جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوت‌ها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان، مبدل می‌شوند؛ پس، مجالست با (فرد) ضعیف الایمان - در غیر اضطرار و برای غیر هدایت آنها - سبب می‌شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد:

    جالسوا من یذکرکم الله رؤیته، و یزید فی علمکم منطقه، و یرغبکم فی الاخرة عمله

    از واضحات است که ترک معصیت در اعتقاد و عمل، بی نیاز می‌کند از غیر آن؛ یعنی غیر، محتاج است به آن، و او محتاج غیر نیست، بلکه مولد حسنات و دافع سیئات است:

    و ما خلقتُ الجن و الانس إلا لیعبدون

    عبودیت؛ ترک معصیت در عقیده و عمل

    بعضی گمان می‌کنند که ما از ترک معصیت عبور کرده‌ایم!! غافلند از این که معصیت، اختصاص به کبائر (گناهان بزرگ) معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر (گناهان كوچك) هم، کبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع، برای تخویف(ترساندن)، إیذاء(موجب اذیت) مجرم است؛ [و] تبسم به عاصی(گناهكار)، برای تشویق، اعانت(كمك) بر معصیت است.

    محاسن اخلاق شرعیه و مفاسد اخلاق شرعیه، در کتب و رسائل عملیه، متبین شده‌اند. دوری از علما و صلحا، سبب می‌شود که سارقین دین، فرصت را غنیمت بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمن‌های(قیمت) غیر مبارک، همه اینها مجرب و دیده شده است.

    از خدا می‌خواهیم که عیدی ما را در اعیاد شریفه ، اسلام و ایمان، موفقیت به  (عزم راسخ ثابت دائم بر ترک معصیت ) قرار بدهد که مفتاح سعادت دنیویه و اخرویه است، تا این که ملکه بشود ترک معصیت؛ و معصیت برای صاحب ملکه، به منزله زهر خوردن برای تشنه است، یا میته(گوشت مرده) خوردن برای گرسنه است.

    البته اگر این راه تا آخر، مشکل بود و به سهولت و رغبت، منتهی نمی‌شد، مورد تکلیف و ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمی‌شد.

    و ما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت، و إلیه انیب

    و الحمدلله أولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی

    أعدائهم أجمعین

     

     


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت 8:23 موضوع | لینک ثابت


    میلاد امام هشتم

     

     ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت رضا(ع) را به تمام شیعیان جهان تبریک  عرض می کنم

    در منقبت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام رضا(ع)

    شکوه اعجاز

    امام باور مایی، رضا جانم،رضا جانم

                                        گل باغ تمنایی،رضا جانم،رضا جانم

    صفای ملک امکانی،به بزم عشق سلطانی

                                        به حلم و جود یکتایی،رضاجانم،رضا جانم

    تو ماه عالم افروزی،چراغ جاودان سوزی

                                        امید جان شیدایی،رضا جانم،رضا جانم

    تو سبزی مثل رویا، تو سبزی رنگ شادی ها

                                        چه زیبایی !چه زیبایی،رضا جانم ،رضا جانم

    زلال چشمه  نوشی،بهار سبز گلپوشی

                                        گل سرخ شکوفایی،رضا جانم ،رضا جانم

    هوای سبز پروازی،شکوه سبز  اعجازی

                                       گلِ آیینه سیمایی،رضا جانم ،رضا جانم

    خوشا با عشق خو کردن! رضا را آرزو کردن

                                        که تو شوق تماشایی،رضا جانم ،رضا جانم

    توکه خورشید درخشانی،عزیز دیده و جانی

                                          چراغ آل طاهایی، رضا جانم ،رضا جانم  

    شفای درد پنهانی،غم ما را تو می دانی

                                         تو بر دلها تسلایی، رضا جانم ،رضا جانم

    تو ای پیغام بیداری! سرود تا خدا جاری!

                                        چراغ راه فردایی، رضا جانم ،رضا جانم

    غم عشق نهان سوزت، شرار شعله افروزت

                                        به دل افکنده غوغایی،رضا جانم ،رضا جانم

    بهار خلوت جانی،سراسر شور ایمانی

                                       شکوه باغ زهرایی، رضا جانم ،رضا جانم 

    لبالب از غم و دردم، به دنبال تو می گردم

                                        که تو آرام دلهایی،رضا جانم ،رضا جانم

    منم افتاده ای شیدا،غریب و بی کس و تنها

                                         امید جان تنهایی، رضا جانم ،رضا جانم

     زبوی عشق مدهوشم، غریبی خانه بر دوشم

                                         کرامت  را تو معنایی ،رضا جانم ،رضا جانم

    زجانم شعله می بارد، دلم داغ ترا دارد

                                        من و این ناشکیبایی، رضا  جانم،  رضا جانم

    ندارم یاوری جز تو،چراغ باوری جز تو

                                         امید من! چه فرمایی؟ ضا جانم ،رضا جانم

    قسم بر عاشقی ها«نسترن» را ای گل زهرا!

                                         تو مولایی، تو مولایی،رضا جانم ،رضا جانم

     

     

     : ::. فضیلت زیارت امام رضا ع .:: 

                                                                                            

    رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

    « ستدفن بضعة منى بخراسان ما زارها مكروب الا نفس الله كربته ولا مذنب الا غفر الله ذنوبه» (1) ؛ پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هیچ گرفتار و گنه‏كارى او را زیارت نكند جز این كه خداوند گرفتارى او را برطرف سازد و گناهانش را ببخشاید.

    امام رضا علیه السلام می‎فرماید:

    «ان لكل امام عهدا فى عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام ‏الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیارة قبورهم » (2) ؛ هر امام و رهبرى، عهد و میثاقى بر پیروان و دوستدارانش دارد و همانا یكى از اعمالى كه نمایانگر وفادارى و اداى میثاق است، زیارت آرامگاه آنان است.

    امام رضا علیه السلام می‎فرماید:

    «من زارنى على بعد دارى و مزارى اتیته یوم القیامة فى ثلاثة‏ مواطن حتى اخلصه من اهوالها اذا تطایرت الكتب یمیناً و شمالاً و عند الصراط و عند المیزان» (3) ؛ كسى كه با دورى راه، مزارم را زیارت كند، روز قیامت در سه جا [براى دستگیرى] نزد او خواهم آمد و او را از بیم و گرفتارى آن موقف‎ها رهایى خواهم بخشید:

    1- هنگامى كه نامه‏ها (ى ‏اعمال) به راست و چپ پراكنده شود،

    2- کنار پل صراط 

    3- کنار میزان (هنگام ‏سنجش اعمال).

    امام رضا علیه السلام فرمود:

    «من زارنى و هو یعرف ما اوجب الله تعالى من حقى و طاعتى فانا و آبائى شفعائه یوم القیامة و من كنا شفعائه نجى» (4) ؛ هر كه مرا زیارت كند در حالى كه حق و طاعت مرا كه خدا بر او واجب كرده بشناسد، من و پدرانم در روز قیامت ‏شفیع او هستیم و هر كه ما شفیع وى باشیم نجات یابد.

    امام رضا علیه السلام فرمود:

    « ... و هذه البقعة روضة من ریاض الجنة و مختلف الملائكة لا یزال ‏فوج ینزل من السماء و فوج یصعد الى ان ینفخ فى الصور» (5) ؛ این بارگاه بوستانى از بوستان‏هاى بهشت است، و محل آمد و شد فرشتگان آسمان، و همواره گروهى از ملائكه فرود مى‏آیند و گروهى‏ بالا مى‏روند تا وقتى كه در صور دمیده شود.


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در دوشنبه بیستم آبان 1387 ساعت 10:0 موضوع | لینک ثابت


    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

     عشق گل سرخی ست ودرآن جهان گل های سرخ زیباتری...!

     رند وخراباتی شدم،مست می ساقی شدم

                              جاروکش میخانه ام، درمیکده یاقی شدم

     عقلی نمانده درسَرَم،مست شراب وساغرم

                              زاهدتوچه دانی زمن!من عاشقی را ازبَرَم

     

                        

     

    « رحمت ما برآن کس که مکتب ما را زنده بدارد. »

     

                                             امام رضا (ع)

     

         پیشاپیش فرا رسیدن ولادت هشتمین اخترتابناک امامت و

         ولادت،حضرت رضا (ع) را به محضرآقا امام زمان(عج)

        وهمه ی مسلمانان وشما دوستان خوبم تبریک عرض میکنم.

                  

     


     

    نوشته شده توسط نوکر امام حسین(ع) در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ساعت 9:56 موضوع | لینک ثابت


    زیارت عاشورا

     

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ  في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ  اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ  اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ  فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام *وبلاگ سینه زنان شش ماهه کربلا اردبیل

    ***